انتخابات چهارم در شهرستان آران و بیدگل متفاوت از قبل

پفک امروز دانه 5000 ریال بود 5000 برابر قیمت زمانی که من هم سن پسرم بودم
با پول یک پفک امروز می توانستم در زمان بچه گی 166 کارتن 30 تایی پفک بخرم
که اگر هر روز یکی از آنها را بخورم 18 سال می شود
وقتی آن را برای پسرم گفتم او حر فهایم را در حد یک افسانه تلقی کرد و سخت من را در تفکر برد که اگر امکانات و تفکر ثبت واقعیات بود حالا خیلی راحتر می توانستم مطلبم را برای نسل جدید بگویم
سند و استد لال در کنار آمار می تواند مطلب را در ذهن مقابل ثبت کند و شکی را به دنبال نداشته باشد
آنگاه شروع کردم یکی پس از دیگری ضرر های پفک گفتم
پسرم گفت بابا پس یک چیزی برایم بخر که مثل پفک باشد حواس پفک را از من بگیرد
هر چه گشتم جایگزین پیدا نکردم
فکرم را به عمق هنجار ها و نا هنجار های جامعه برد
مثلا:
مرتب می گوییم که از ماشین و موتور سیکلت شخصی استفاده نکنید و از وسیل حمل و نقل عمومی استفاده کنید اما جایگزی ان چیست؟ چقدر باید منتظر باشی تا از یک اتوبوس استفاده کنید ؟آیا 24 ساعته وسایل عمومی در اختیار است ؟
در منزل از تزریق آمپول خوداری کنید و خطر ناک است اما جایگزین ان مر کز اور ژانس است با هزینه تزریق سر سام آور برای یک تزریق ساده
فلانی نباید در انتخابات شرکت کند یا از فلانی خواهش کنید انصراف بدهد اما جایگزین آن دهان و چشم را مثل اسب آبی باز می کند
فلان رئیس اداره باید برود کنار اما جایگزین آن خرج از تخصص و تعهد باید توسط فردی تائید شود که که ار تباطی با این سازمان ندارد
به موسیقی گوش ندهید اما جایگزین آن رانتوانتسته این از موسیقی های مجار پر کنیم
و هزاران امر و نهی دیگر که جایگزین آن و جود نداد یا وجود ش از نا وجودش بهتر است
در جامعه مرتب داریم فردی را تخریب می کنیم بدون آنکه تخصص و تجربه کار آن شخص را داشته باشیم وقتی حرف از جایگزین می شود یا سکوت می کنیم و یا سر از نو ر چشمی فلان طایفه یا فلان محله یا فلان گروه یا فلان رانت سردر در می آ وریم
در انتخابات اول عده ای که برای خودشان شخصیت حقیقی و حقوقی قائل بودند پا به میدان گذاشتند و قتی صبحت از انصراف می شد فردی را با مدرک دوران ابتدایی جایگزین فردی با مدرک لیسانس یا فوق دیپلم می گردند
البته در آن زمان با جوان بودن شورا برای آن دورا ن کمی طبیعی بود و شاید مقتضای آن زمان
کسی به شرح وظایف شورا کمتر فکر می کرد و حقیقتا نا آشنا چون
شورای اسلامی شهر ، نهادی است مردمی که ضمن وظیفه بستر سازی برای فعالیت
های اجرایی عمومی شهر، امور مهم نظارتی بر وظایف دستگاه های اجرایی از جمله
نهاد شهرداری را به عهده دارد.
در انتخابات دوم که بحث قهر و خشم و نمی ایم و نروید مطرح بود خورشید به طلوع و غروب خودش ادامه دادو چرخ و فلک شهر چرخید
در انتخابات سوم تجربه دو انتخابات جمع و کمی رنگ سیاست گرفت و ناخنی بر دیواری زد که توانست نفسی تازه کند اما از این مطلب غافل شدند که این اخر خط نیستو این قصه سری دراز دارد
پیر مرد ها وقتی کر کری می خواندیم می گفتند شویت دراز است
البته تاریخ سه دوره انتخابات شورای شهر در شهر ستان آران و بیدگل برای جوان 1392 قابل قبول نیست اما منصفان تاریخ دان زیاد هم آن را محکوم نمی کند اما حالا این نوزاد 15 ساله شده است به سن بلوغ رسیده است و می گوید حالا دیگر برای خودم کسی هستم
پل هایی که از قبل برای تصرف جبهه خودی برای پیشروی نا محرمان تحصیل کرده و توانمند و فرهیخته و نخبه خراب کرده ایم در انتخابات چهارم جایش خالی است امر و نهی ها و انصراف دادن ها با تهدید و ارعا ب فرهنگی و اجتماعی دستش رو شده است
عدم توجه به توسعه فرهنگی و اجتماعی دامن تمام خانواده های شهر را گرفته آرانی و بیدگلی و پول دار و بی پول و عوام و خواص و صاحب نفوذ و مظلوم و ظالم نمی شناسد تبدیل به بلای آسمانی شده است
در سه انتخابات قبل قشر جوان تحصیل کرده و توانمند و فرهیخته و نخبه در خواب خر گوشی به سر می برد حال که بیدار شده لاک پشت به قله فتح بسیاری از نا هنجاری های جامعه رسیده است
انتخابات چهارم دچار جنب و جوش وصف نا شدنی شده سنتی ها و معتمدین در سه گروه و تحصیل کرده ها و دانشگاهیان و فرهیخته گاه و مستقل های بدون وابسته آخرین تیر های خود را در کمان می گذارند مثل جوان 15 ساله با شور و انرژی برای برگزاری انتخاباتی که حماسه سیاسی مورد نظر رهبر معظم انقلاب تحقق یابد
اخیرا برادر عزیز آقای علی رضا توحیدی در وبلاگ در حوالی کویر تاریخ سه انتخابات گذشته را به تصویر و تحلیل گذاشته است که جای تشکر و قدر دانی دارد
زمانی این کاغذها توسط افرادی پاره پاره می شد که شاید کا غذی جایگزین کنند و انحصاری بو جود اوراند اما علی رضا آنها را برای روز مبادا نگه داری کرده است
ما باید تاریخ انتخابات در این شهرستان را مو به مو ضبط و ثبت کنیم
نسل اینده حدود 50 سال دیگر که آران و بیدگل مثل شهر هایی در هم ادغام شده اند در هم حل خواهند شد
دیگر بحث ائتلاف 5به 4 یا 3 به 6 نخواهد بودو چند به چند جای تمسخر خواهد داشت
نسل های بعد در شب چله زمستان به جای شا هنامه تاریخ گذشته انتخابات را برای فر زندانشان خواهند گفت و خواهند خندیدغه غهه خواهند زد
همچنانکه ما بر انتخابات اول و دوم و سوم پوز خندی می زنیم
50 سال دیگر موقع انتخابات همه کسانی که واجد شرایط قانون آن زمان باشند /علاقه داشته باشند / توانمند باشند به بلوغ اجتماعی رسیده باشند و از تعهد و تخصص مر بوطه سر شار باشند صادقانه برای خدمت به مردم در محدوده شرح وظایف قانونی بدون سفارش بزرگان و منفعت طلبان و بدور از تهدیدات بعد از ثبت نام به فرمانداری ها خواهند رفت و ثبت نام خواهند کرد
سپس افراد ی با طرز تفکر مشابه و مچ شده ائتلافی تشکیل خواهند داد و تعدادی مستقل خواهند بود
نمایندگان به جمع مردم خواهند امد و بر نامه های خود را برای عموم تشریح خواهند کرد
آنگاه بزرگان از برنامه ها حمایت خواهند کرد و عموم به بر نامه ها و شایستگان رای خواهند داد
انگاه شایسته سالاری حاکم خواهد شد
به شکلی این دو شهر در هم حل که نام آران و بیدگل به نامی دیگر تبدیل خواهد شد
بیایم با هم بخندیم و بر هم خندیدن را کنار بگذاریم
بیاییم با هم بپریم و برهم پریدن را کنار بگذاریم



















مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود