صوت/ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم تبریز

ادامه نوشته

مقصر وضع نا به سامان مردم کیست ؟

اکثرا می گویند  آخر ما نفهمیدیم وضع نا بسامان موجود در جامعه اعم از

گرانی افسار گسیخته / کم کاری و بی توجهی ادارات دولتی /   بی رحمی سر مایه دار های بزرگ/عدم یا کم کاری   دستگاه های نظارتی بر امور جاری و دیگر مواردی که به ذهن مردم نا بسامانی تصور می شود تقصیر کیست ؟

آیا مقصر عدم مدیریت در سیستم های خرد و کلان است

آیا مقصر دولت فعلی است و کاسه ای زیر نیم کاسه است

آیا مقصر تحریم هاست

آیا مقصر آمریکا / اروپا / آسیا / افریقا است

آیا مقصر خود مردم هستند که به خود رحم نمی کنند

آیا مقصر دولت های کار گزاران یا اصلاحات بوده است

آیا و آیا .های دیگر

ب

ادامه نوشته

مرکز شهری ها بهداشت را چگونه رعایت می کنند ؟؟؟

همشهریان گرامی و عزیز  این عکس ها

 آیا یکی از کوچه های شهر های جنگ زده جنوب ایران در زمان جنگ تحمیلی است ؟؟؟؟؟

آیایکی از کوچه های شهر حلب جنگ زده حلب در سوریه است ؟

آیا یکی از کوچه های شهر قند هار افغانستان است ؟؟؟؟؟؟

آیا یکی از کوچه های شهر های پاکستان است ؟؟؟؟



اینجا کجاست ؟؟؟

 اینجا مرکز تجاری اصلی شهر است

پشت این دیوار های آجر نما مغازه هایی  پی در پی   ساخته شده که  صاحبان  هر باب مغازه 200000000 تومان برای آن ارزش قائل هستند

اینجا محلی است که در طول هفته اکثر مسئولین شهر از آن حداقل یکبار در آن  تردد می کنند

اینجا محلی است که صاحبان مغازه های پشت دیوار آجر نما به محض شنیدن اذان سرا سیمه به سوی مسجد می دوند که نکند از نماز جماعت عقب بمانند

اینجا محلی است که فاضلاب مغازه های 200 میلیونی به این کوچه ختم می شود

اینجا کوچه ای است که  وقتی بعد از اذان مغرب  مخصوصا و در طول روز بعضا از آن عبور می کنی  آب های فاضلاب دستشویی های مغازه که حاوی خلط سینه -آب بینی  (چلم بینی )- کف صابون دستشویی  حالت را به هم می زند

به گفته یکی از کسبه موضوع را بار ها به اداره بهداشت شهرستان آران وبیدگل گوش زد کرده اند اما تا امروز .........

رعایت بهداشت را به نحو بالاترین ممکن به کسبه  مر کز نشین بازار هادی تبریک عرض می کنم

به امور شهر شهرداری  و اداره بهداشت آران وبیدگل برای کنترل بهداشت در شهرستان خسته نباشید می گویم   



ادامه نوشته

حلقه صالحین دانشجویی پایگاه فاطمیه  (س )بیدگل


حلقه صلحین گروه دانشجویی در محل پایگاه فاطمیه راس ساعت 19/30 با حضور دانشجویان عضو پایگاه فاطمیه بیدگل  آغاز شد

توجه به در خواست دانشجویان در باره انتخابات 92 و تحریم ها و مسائل سیاسی روز تو ضیحاتی توسط مربی بصیرتی حوزه آقای احمد بافنده داده شد گزارش کاملرا در اینجا بخوانید

مجموعه بیانات مقام معظم رهبری


مجموعه بیانات مقام معظم رهبری

اینجا

مجموعه سخنرانی های آقای قرائتی

مجموعه سخنرانی های آقای محسن قرائتی

مجموعه کامل متون درس هایی از قران

اینجا

 

22 بهمن 1391  در آران وبیدگل

ادامه نوشته

22 بهمن 1391


آن روز که دشمن به تمام وجودمان حمله کرد

شهدا ما را شرمنده کردند

نکند اکنون که به نانمان حمله کرده اند

شرمنده امام و شهدا شویم

وعده ما راهپیمایی توفنده 22 بهمن

لبیک یا سید نا الامام خامنه ایی

22 بهمن 1391

خبر های موثق حکایت از این دارد که در شرایط کنونی کشور

دغدغه مقام معظم رهبری

حضور حد اکثری مردم در راهپیمایی 22 بهمن  ( امسال)  1391 است

وظیفه فعالان و نخبگان جامعه زمینه سازی این حضور حد اکثری است

آری امروز هم حسین زمان منتظر لبیک ماست

لبیک یا حسین (ع)

اولین و کمترین قدم اطلاع رسانی پیامکی یا از طرق مختلف است


اقتصاد مقاومتی چیست ؟




گرد آوری:احمد بافنده بیدگلی پایگاه فاطمیه س شهرستان آران وبیدگل

اقتصاد مقاومتی چیست ؟

به نام خدا

اقتصاد مقاومتی

 امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است كه به هیچ عنوان تاكنون چه در عرصه‌ی نظر و در كتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مكلّف به نوآوری و ابتكار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. هر كشوری كه عَلم استكبارستیزی را برپا كند نیازمند چنین الگوهایی است. یكی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است

اقتصاد مقاومتی" اصطلاحی است که این روزها نقل محافل خبری و اقتصادی کشور شده و بسیاری آن را راهکار مناسبی برای این روزهای اقتصاد کشور و شرایط تحریم های بی سابقه ای که به کشورمان تحمیل شده می دانند.

مطلبی كه در این نوشته درآمدی بر آن خواهم داشت، مسأله‌ی اقتصاد مقاومتی است. ابتدا لازم است كه یك تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی ارائه دهیم. اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا تركیبی از همه‌ی آنها را در كشور به عنوان پروژه‌هایی ملی پیگیری كرد

ادامه نوشته

به یاد شهید انقلاب شهید غفوره

 
در تاریخ 1357/9/8 سن من 12 سال و 3 ماه 8 روز بود

 آن زمان من کلاس دوم راهنمایی را در مدرسه نظام وفا می خواندم
تو کوچه بچه ها می گفتند که قرار است کاشونیا امروز تظاهرات کنند بیا یند زیارت امام زاده محمد هلال  ع آران

من سعی می کردم دور از چشم پدرم در تظاهرات شرکت کنم

 به طرف آران با پای پیاده حرکت کردم  خیابان تازه تاسیس محمد هلا ل  ع شلوغ بود همه منتظر بودند که به تظاهرات کاشونی ها ملحق شوند

همچنانکه در خیابان محمد هلال  ع به طرف زیارت می رفتم دیدم  هرج و مرجی تو مردم افتاد
 مردم شعار می دادند و به اطراف فرار می کردند

نزدیک ظهر بود ساعت حدود 11 تازه من به رو بروی مسجد قاضی رسیده بودم نزدیک مغازه بستنی فروشی آقای صابری

 .. وقتی اطراف را می دیدم  نگاهم به ابتدای خیابان از طرف   سبزه میدان افتاد که مامورا شاه اطراف میدان  به صف ایستاده بودند و به طرف مردم شلیک می کردند  و تعدادی مامور مردم را دنبال می کردند

در آن زمان هنوز  ساختمان های طرفین خیابان کامل نشده بود

سردابه های مخرو به از احداث خیابان باقی مانده بود جایی مناسب برای مخفی شدن بود من در یکی از این سر دابه ها مخی شدم و بیرون را می دیدم
جوانی را دیدم که  به ذهن من روی دیوار مانندی راه می رفت و مورد اثابت گلوله قرار گرفت  من که این صحنه را دیدم نگاهی به بیرون انداختم دیدم گویی ماموران من را دیده اند  و به طرف من می آیند  از مخفی گاه بیرون آمدم و به طرف یکی کوچه ها فرار کردم

 من بدو و مامورا ن به دنبال من بدو

. وقتی مامورا ن به سر کوچه از خیابان رسیدند ایستادند و  به طرف داخل کوچه شلیک می کردند

 در حین دویدن در داخل کوچه ناگهان فردی درب منزلش را باز کرد و من را به داخل خانه اش انداخت و فورا از راه پشت بام منزل قدیمیش من را به دو کوچه دور تر برد بعد از سراغ و احوال که از کجا آمده ای و خانه شما کجاست من را راهنمایی کرد و به خانه آمدم

عصر آن روز متوجه شدم که فردی که مورد اثابت گ
لوله قرار گرفت شهید عبداللّه غفوره بوده است
روحش شاد ، يادش گرامى و راهش مستدام باد

یارانه نقدی برای قرص ضد سرگیخه هر نفر .... تومان شاید در راه است

در خواستی از ریاست جمهور اسلامی ایران

جناب آقای احمدی نژاد

با عرض سلام و سلامتی برای تمام زحمت کشان کشور پهناور جمهوری اسلامی ایران

اینجانب به عنوان یک شهروندی ایرانی از حضرتعالی تقاضا می کنم در مرحله دوم اجرای یارانه ها  مبلغی تحت عنوان یارانه قرص سرگیجه در نظر گرفته  شود

چون وقتی درخیابان ها / اداره ها /مغازه ها و خلاصه هر جا سرکی می کشی  اکثر قریب به اتفاق مردم بد جوری سرگیجه دارند

چپ میرند راست میرند عقب می رند وسط خیابا ن می  ایستند   حسابرسی مغازه ها بعضی اشون بشکشی شده میرزا نویس ها شورتی پورتی می نویسند  همه را بی خیال بی خیال

من امروز ساعت 10 رفتم اداره پست آران وبیدگل در خیابان 17 شهریور  یک کارتن به مشهد پست کنم

کارتن را که روی میز آقا مرتضی هارونی مسئول مربوطه گذاشتم

  گفتم آقا مرتضی  سنجاق کوب را بده تا کارتنی که در منزل خوب بسته بندی کرده بودم و کافی بود  توسط مسئول باجه بازدید و دربش بسته شود   را  چند تا سنجاق  کنم

من هر وقت برم اداره پست برای بسته بندی کار تون هابم کمک کارمندان شریف و زحمت کش اداره می کنم

 مرتضی گفت سنجاق کوب سنجاق نداره گفتم خواب سنجاق هم بده گفت سنجاق مغازه آقای شیبانی است

  رفتم سراغ دستگاه بسته بندی مرتضی گفت دستگاه هم خیلی وقته خراب است

  به مرتضی گفتم کارتن مال خودم –بسته بندی مال خودم  پس هزینه سر سام آور پست مال چیست

بابت این کارتن 10/170 کیلویی مبلغ 96705 ریال پرداخت کردم

امدم خانه که پسرم ببرم مدرسه آقا با موتور وسط کوچه 8 متری ایستاده با موبایل حرف می زنه هر چه بوق میزنی انگار نه انگار که با او هستی دیوار میره کنار اما او نه آخر سر میگه مگه سر می بری خواب بیا از کنار رد شو بوق بوق بوق والا

با پسرم حرکت کردیم رفتیم به سوی مدرسه برای خریدن بلیط اتوبوس برای برگشت از مدرسه از خیابان امام  ره به طرف سه راه فاطمیه س رفتیم تا باجه ای پیدا کنیم و بلیط بخریم

یک باجه بغل حسینیه فاطمیه س هست جایی برای پارک نبود مجبور بودیم بریم تو کوچه 5 دستگاه بنیاد شهید نصف ماشین پراید زپرتی من وارد کوچه شده بود که دیدم یک تاکسی سمند به کد 1078با سرعت جت عقب عقب می اید دست را گذاشتم روی بوق و چشم هارا بستم که شاهد خوردو خجیر شدن جلو ماشین پراید 18 میایونی نباشم

سمند لب به لب عقب به جلو ماشین من ایستاد خدا خیلی رحم کرد شیشه را پایین آوردم و به راننده  گفتم :

آخه چرا ؟ بالا نسبت شما راننده تاکسی هستی شما باید بیشتر مقررات را رعایت کنی اگر شما به ماشین من می زدی ان ماشین کجا این حلبی کجا  بنده خدا خیلی معذرت خواهی کرد و رفت

باجه بلیط فروشی جنب حسینیه  فاطمیه س توسط غلام قمی اداره می شود  2000 تومان بلیط خریدم غلام کوتاه نیامد 20 تا بلیط تکه تکه شده مثل پول خرد ریخت تو دستم وقتی به غلام گفتم دو برگ 10 تایی بده گفت تعدادش که درسته

 تا راننده تاکسی دور میزد که بره منم ایستادم که بلیط بخرم دیدم داخل ماشین تاکسی پر از نان ساندویچی است راننده تاکسی به جای جابجایی مردم نان ساندویچی پخش می کرد و مردم تو ایستگاه ها یا در کاشان اول خیابان کارگر تو سرما منتظر یه ماشین که بیاد اونها راببره خونه  کی به کیه

موقع برگشت از مدرسه امدم میدان آزادگان  چشمت روز بد نبینه 5 تا ماشین برای خرید میوه / غذای ناهار / لبنیات تو در تو پارک کرده بودند و رفته بودند هر جوری بود ایستادم ببینم قیمت موز سقوط کرده تا یک کیلو موز بخرم امروز موز سقوط نکرده بود یک کیلو موز خریدم 3500 تومان  بعد آمدم خونه    

یکی از این راننده ها راننده آردی سفید رنگ آزانس مهدی آران با شماره ماشین33-919ب13بودایشان آقای ..... بود که هفته قبل سر کوچه معراج 14 در خیابان شهدا  موقع غروب زمانی که شلوغ ترین زمان ایاب و ذهاب مردم و وسایل نقلیه در این نقطه  است درست روی پل ایستاده بود به جای مسافر کشی بار کشی   می کرد 3 تا ماشین تو خیابان  4 تا ماشین تو کوچه بوق بوق می کردند و ایشان بی خیال فاطی داشت بار خودش ر ا می بست و سد معبر کرده بود و قتی به ایشان گفتم که کار شما منجر به تصادف می شود گفت خودم بهتر میدونم شما بفرمایید وقتی گفتم این چه جوابی است گفت خودم می دونم بفرمایید

گفتم بد جوری مردم گیجند

 با خود گفتم  پیشنهاد یارانه قرص سرگیجه  مطلب  بدی نیست که خدمت ریاست جمهور ارائه دهم ُُ

نیاز به استراحت


برای کامل کردن پایان نامه فوق لیسانس


تا اطلاع ثانوی کم آفتابی خواهم شد

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع) بر شما تبریک وتهنیت باد



ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد
شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

وقتی رئیس یک انتشارات بزرگ کشور معلم را با یک  نظافتچی اشتباه می گیرد

مدیریت محترم انتشارات گاج

سلام علیکم 

در تاریخ 91/11/9 یک جلد کتاب کار ستاره طلایی علوم راهنمایی توسط پست به دستم رسید

اینجانب دبیر علوم تجربی مدارس راهنمایی کاشان هستم

در مرحله اول از محبت و بزرگواری شما نسبت به جامعه بزرگ و فهیم فرهنگی متشکرم

اما این گونه محبت ها مثل نوش دارویی است که بعد از مرگ سهراب امده است 

متاسفم از اینکه شما به عنوان یک مدیر فرهنگی هنوز از برنامه های وزارت آموزش و پرورش بی خبر هستی

بهتر است بدانید سال آینده سال  1392دوم راهنمایی نخواهیم داشت

در سال 1393 که سال دوم راهنمایی مجدادا برقرار شود این کتاب برای تدریس نخواهد بود

خواهشمند است به جای ارسال کتب باطله برای معلمان بزگوار و فهیم کشور با شهرداری تهران قرار داد بسته تا قسمت بازیافت شهرداری خدمت جنابعالی رسیده تا اقدامات لازم را انجام دهند


بوسه بر دستانی   که تا آخر عمر مدیون آن خواهم بود

جشن تولد پسرم علی رضا

روز هفتم بهمن 1391 علیرضا شمع 9 سالگی خود را در جمع هم شاگردی های کلاس سوم  آموزشگاه نشاط  شهرستان آران و بیدگل  فوت کرد

9 سال زندگی مثل دودی که از شمع جدا شد دیگر برگذشت ناپذیر است

بچه ها کف زدند و هورا کشیدندو با صدای زیبای کودکانه گفتند علی رضا تولدت مبارک

نمی دانم وقتی علیرضا شمع 10سالگی را فوت کند دوباره همکلاسی هایش با این شور و حال کف خواهند زد /هورا خواهند کشید و خنده بر لبانشان نقش خواهد بست امیدوارم که این طور باشد

این عکس معلم امسال عیلرضا است

آقای محمد رضا باقری معلمی به معنای واقعی /معتقد/ پر تلاش /خوش اخلاق /با جنب و جوش در حد انتظار اینجانب که 23 سال در آموزش و پروش خدمت کرده ام

آقای باقری  را بچه های کلاس خیلی دوستش دارند شاید بچه ها به یقین رسیده اند که معلمشان اول پدر علمی آنها بعد دوستشان بعد معلمشان است

 همچانکه آقای باقری علی رضا را در آغوش داشت فورا این لحضه را شکار و عکس آنها را گرفتم

 

بعد آقا معلم دست او را گرفت و تولدش را تبریک گفت 

در این لحظه علی رضا خم شد   که دست معلمش را  ببوسید بزرگواری/ تواضع آقای باقری مانع می شد اما علی رضا موفق شد بوسه بر دستانی بزند که تا آخر عمر مدیون آن خواهد بود

به پاس تمام خوبیهایی که برایم انجام داده ای دستت را می بوسم

آنگاه در کنار این معلم بزرگوار و همکار متواضع و پر تلاش و جانباز قرار گرفتم دستی روی کتفش زدم و گفتم

برای تما م تلاش هایت متشکرم

بعد  علیرضا عکس هایی با همکلاسیهایش گرفت تا  40سال دیگر به صفای و صمیمیت و پاکی بی ریایی دوران کودکی غبطه بخورد

عکس ها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

امروز ساعت 18 تا ساعت 19 از کانل 5 برنامه نگاه 5 می دیدم


امروز ساعت 18 تا ساعت 19 از کانل 5 برنامه نگاه 5 می دیدم

                                                        

در برنامه نگاه 5 کانال 5 استان اصفهان آقای سلگی و آقای عمو زاده  دو تن از مسئولین زحمت کش شهرمان با توجه به تلفن ها/ مصاحبه ها / پیامک ها ی شهروندان به سوالات پاسخ و مشکلات مجموعه شهرستان آران و بیدگل را برسی می کردند

من توسط یکی از دوستان  توسط پیامک از اجرای برنامه مطلع شدم 

شماره تلفن 2670152 برای ارتباط شهروندان با این مسئولین زحمت کش ما زیر نویس شده بود

اما من خودم را کشتم / جیز قاله کردم / هوا پریدم زمین آمدم / خواهش کردم / التماس کردم / تمنا کردم / جیغ زدم / قال و قول کردم نتوانستم با این برنامه ارتباط برقرار کنم

شاید انقدر سوالات مردم زیاد بوده

شایدآنقدر  مردم شاکی بودند

شایدآنقدر خدمت این عزیزان مردم را جو گیر کرده بوده است

شاید نمی توانستند در شهر خدمت این عزیزان برسند

که انقدر گوشی تلفن ها در دست مردم و مشغول شماره گرفتن بوده اند که ما نعنا روی آشش نمی شده ایم

شاید برای شکایت 

شاید برای تشکر

شاید برای سوال کردن

شاید خط های تلفن خراب بوده

شاید مگر زوره نمی خواستند گوشی من را جواب بدهند 

بهر حال با چشم برنامه راتا آخرش دیدم وتا حد توان مشغول شماره گرفتن

با خود گفتم جا که قحطی نیست صبحت هایم را در وبلاگ خودم سر فرصت می نویسم شاید .....


مرحوم شاد روان حاج فتح الله ستاری پیر غلام ابا عبدالله

حاجی فتح الله ستاری ابوی شهید علی ستاری کارنامه حیاتش بسته شد

 مسجد محقق و محله دروازه بیدگل  در یادهای خود فتح الله را به یاد دارد. 

                                                         خدایش بیامرزد.


آشنایی من با مرحوم  حاجی فتح الله ستاری بر می گردد به سال 1351 که من از سال اول ابتدایی با عباس پسرش هم کلاسی بودیم

بعد که می رفتم مسجد محقق ایشان خادم مسجد بود  و با هم سلا م وعلیکی از روی آشنایی رد و بدل می کردیم 

بعد در جلسات گروه مقاومت دروازه در پایگاه صاحب الزمان ع در منازل خانواده های شهدا با هم شرکت می کردیم

عکس بالا در منزل آقای فخر الدین مصطفوی برای بازدید از خانواده های شهدا از طرف پایگاه صاحب الزمان گرفته ایم

من که تعمیرگاه و فروشگاه لوازم گاز سوز داشتم با هم رابطه کاری گرمی داشتیم

 از زمان شهید شدن  علی تا قبل از فوت با دید پدری به او نگاه می کردم

روحش شاد...... برای شادی روحش فاتحه وصلوات