درعصر حاضر کمتر کسی حاضر نیست ار تجربیات دیگران استفاده کند
امروز شنبه26/10/1394 طبق روال هر روز آماده رفتن به مدرسه شدم با ماشین پرایدی که دارم لک لک کنان خودم را به محل کارم که کاشان هست می رسانم از درب منزلم تا مدرسه اگر بدون درد سر و با سرعت متوسط برم 15 دقیق بیشتر نیست
مدرسه در پشت مشهد کاشان قدیم با بافتی اصیل و سنتی کاشان اما چون منطقه ایی است که مهاجر پپذیر است اکثر دانش آموزانش را تبعه افغانستان تشکیل داده است
من طوری زمان را تنظیم می کنم که راس ساعت 8 ماشینم را در حیاط مدرسه پارک کنم و چند دقیقه خلاصه اخبار 8 را گوش میدهم و فورا راهی کلاس درس می شوم
هفته قبل سه شنبه نزدیک صبح حدود ساعت 4 شوهر خواهرم دار فانی را وداع گفت و به دیار حق شتافت چون من کوچکترین خاطره بدی از او به ذهن نداشتم این مصیبت بد جوری فکر و روحیه من را به هم ریخته است و تا امروز به شدت خود ادامه دارد
وقتی درب ماشین را فقل می کردم دانش آموزی هن هن کنان به من نزدیک شد و گفت :
آقا معلم سلام و صبح به خیر گفت و اجازه میدی سوالی به پرسم ؟
دانش آموز بی مقدمه گفت : شما یک بار گفتید آدم باید مواظب باشد فریب نخورد
حالا بگویید فریب دادن بد تر است یا فریب خوردن ؟در این وضعیت روحی غافلگیر شدم و در جواب ماندم!
و کمی خودم جمع و جور کردم و با لبخندی مثل شوکلات تلخ گفتم کدام ؟
از نظر من فریب دادن بدتر است ولی نسل فعلی فریب خوردن را با آن معادل می دانند
او با نگاهی معصومانه جوری نگاه می کرد مثل اینکه با من همدرد است و حرفم را قبول کرده است
دانش آموز با آرامش خاطر می گوید با این وصف نسل فعلی بیشتر فریب می خورد نه آقا معلم ؟
فورا پشت بندش گفت : شما تا بحال فریب خورده اید ؟
به او گفتم بله انکار نمی کنم چون هیچ کس در عصر حاضر حاضر نیست ار تجربیات دیگران استفاده کند
دانش امورز همچنانکه که می خندد اما با صدای ناظم مدرسه میخ کوب می شود و صحنه را به سوی کلاس ترک می کند

مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود