روز دیگ نوردی  

امروز پنج شنبه .......است

امروز میهمان دارم

دوستی از دوران دانشگاه برای بازدید شهرمان آمده است او هنوز کویر و تپه های شن روان مثل تپه های اطراف شهرمان را را ندیده فقط در اخبار و سیستم مجازی ریگ نوردی و کویر نوردی را در کشور های بیابانی مشابه به ایران دیده است

او بطور عینی هنوز ریگ درمانی را لمس نکرده و رصد ستارگان را با چشم ندیده بیابان بکر و رمل ها را با پا در نوردیده است

او علاقه دارد صبحانه و چای را در میان تپه ای ریگ میل کند او می خواهد آنچه شنبده و در عکس و فیلم دیده به عینه ببیند او می خواهد ببیند چگونه این صنعت گردشگری با درآمد پایدارش آلت دست شده و به آن به مهری می شود

بی مهری که تمام مردمان این سکونتگاه از فقر نبود درآمدش روز را به سر می کنند آب در کوزه و تشنه لبان می گردند

او می خواهد ببیند محلی که بسیاری از کشور ها برای تصرفش حاضرند لشگر کشی کنند تا آن را به دست آورند چگونه رها شده است

با کمی مشورت و تجربه قبلی امکانات ریگ نوردی را آماده کرده و کوله پشتی ها را مجهز کردیم و از راه کنار گذر شهر مسافتی 5کیلومتری را برای رفت و برگشت برای خود رسم کردیم

رفتمان به اندازه برنامه رسید و در میان تپه ریگی در کنار مزرعه ایی بساط صبحانه را چیدیم با سه پایه ایی قوری مسی را آویزان و به چوب های جنگلی چای را آماده کردم

آتش زیبا و پر حرارت و ماندگار چوب های جنگلی برای دوستم لذتی مضاعف ایجاد کرده بود و فرصتی شد تا در باره غارت این سرمایه ملی را توسط عده ایی سود جو و تبدیل آن به زغال چوب مطرح کنم که دوستم با نچ نچش اظهار تاسف می کرد اشک را می شد در گوشه چشمش دید

نان و پنیرو خیار و گوجه و ارده شیره محلی با نان سنگک تنوری سنتی با چای اصل کلکته هند و دارچین و نبات صبحانه ایی شد که برای دوستم تازه گی داشت نه از لحاظ کمیت بلکه از لحاظ مزه خاصش که کمتر در عصر حاضر زبان هابا آن اشنا ست مزه ایی که در میان فست فودها گم شده است

بعد از صبحانه به یاد مار بو آ افتادم که بعد از شکار در افتاب می خوابد تا شکارش هضم شود سنگینی صبحانه و خستگی راه لم دادن در دامنه تپه های شن روان که ما می گوییم ریگ صفای خاص خودش را داشت

انواع تیغ ها و سوراخ هایی که با نظم هندسی و منطبق بر اصول نجوم و ریاضی توسط جانوران حفار ایجاد شده بود انواع جانوران که یا دیده می شد یا اثری از آنها را دید می شد فکر انسان را به هزاران طرح مسله هدایت می کرد

کشاورزی که برای مخفی کردن از دید پرندگان و چرندگان هندوانه ایی از بوته های تیغ استفاده کرده بود باب سخن را باز کرد

او به من گفت احمد جان شما از این حرکت کشاورز چه دریافت می کنی؟

در طرفی دیگر کشاورز دیگر هندوانه را در زیر بوته دیگر که حجم برگ های آن زیاد تر بود قرار داده بود

باز گفت از این حرکت چه می فهمی؟

بعد توضیح داد که کشاورز اول برای رسیدن به هدف از امکا نات حاشیه و خاموش استفاده کرده است امکاناتی که به نظر اکثر دیگران بی ارزش است و بر خوردی درحدسوزاندن و حذف آنها را بلد هستند بدون آنکه خواص نا شناخته تیغ را بدانند و در فکر این باشندکه ریشه تیغ می تواند به صورت قلمه تکثیر کند او مانند دیگران تیغ هایی که در سطح زمین است نسوزانده چون می دانسته ریشه اصلی آن در زمین در موقعیت مناسب دوباره رشد خواهد کرد

اما این کشاورز خارج از این فکر ها جایگاه تیغ را پیدا کرده و بهترین استفاده را از آن کرده است که نه پرنده و نه چرنده براحتی نتواند به هندوانه دسترسی پیدا کند

ما اینگونه نیرو های انسانی را  که دیگران به چشم تیغ به آنها نگاه می کننددر جامعه زیاد داریم که با دید بی ارزش بودن به آن نگاه می کنیم برایشان جایگاهی متصور نیستیم و بالاترین کارمان فرصت سوزی و نیروی انسان سوزی است

بدون آنکه فکر کنیم تفکرات آنها قابل سوزاندن نیست و قلمه وار در زمانی دوباره در زمان و کالبد دیگر رشد خواهد کرد

این توجه از دید مدیریت نیروی انسانی و در عصر حاضر مخصوصا در ایران مغفول مانده است

 

کشاورز دیگر با تکیه بر عنوان و ظاهر های ناتوان در امر مورد انتظار کارش را انجام داده است بزرگی و حجم زیاد برگ بوته هم جوار که خودش از حفظ محصول خود ناتوان است برای حفظ محصول بوته دیگر استفاده شده است که هر پرنده و چرنده بدون هیچ مانع و خطری می تواند به هندوانه دسترسی پیدا کند

گاهی رطوبت حاصل برگها می تواند هندوانه خراب کند و با جابجایی بوته و مشاهده محصول می تواند به بوته محافظ هم ضربه بزند

مدیریت بر منابع انسانی در عصر حاضر به بیماری عنوان مبتلا شده است به بیماری کمیت در ظاهر وپشتوانه کا ذب مبتلا شده است به بیماری توجه به بایسته به جای شایسته مبتلا شده است به بیماری آزمودن های تجربه شده ها مبتلاشده است نجربه هایی که زنگ ضررش هنوز به نواختن مشغول است

نه تنها بازدهی حاصل نمی شود بلکه می تواند باز دهی حاصل از منابع انسانی دیگر را به تباهی بکشاند

بعد گفت به سوراخ های جانوران حفار توجه کند

نظام مهندسی آنها رادر تمام جوانب زندگیشان از لحاظ آسایش و آرامش و امنیت و دفاع دقت کن

که اخیرا ما انسانها به معدود دقت حاصل نظم آنها بر خورد کرده ایم و در بیابان می توانیم جهت های جغرافیایی را پیدا کنیم این نظم به قبل از پیدایش مغناطیس و اختراع قطب نما بر می گردد

راه برگشت در پبش رو بود

باید برای ناهار به خانه بر گردیم سفارش دوستم غذای سنتی شهرمان بود گوشت لوبیا و گوشت لوبیای ترکیبی مثلا با کلم یا کدو حلوایی یا چغندر یازردک است یا شامی نخود چی یا شفته نخود چی و یا کوفته محلی یا ماش و زردک یا نان شل شلی محلی با آبگوش سرکه شیره و یا قیمه ریزه سیب زمینی و یااشکنه تخم مرغ و نان مچه پنیرو نعنا و گردو و.. ..وچون احساس کردم او از غذا های فرنگی و کباب ها و قاطی پلو های رایج خسته شده است

صبح گوشت لوبیا و کدو حلوایی با ترشاله رادر برمه سنگی روی چراغ نفتی سه فتیله گذاشته بودم و سفارش خرید نان سنگک را به یکی از اقوام سپرده بودم تا در موقع برگشت غذا آماده باشدو..........

امان از مردم امروزه

امروز  دومین جمعه ماه بهمن است

سه جمعه دیگر اول اسفند می شود 

اسفند درشهر ما از نظر کشاورزان پنج رور مانده به شروع ماه اسفند تقویمی است

کم کم باید برای کار درخت کاری آماده شد

بعد از نماز صبح و خوردن صبحانه راهی صحرا شدم  و تا ظهر چاله هایی به ابعاد 80*80*80 حفر کرده و بعد دوباره خاکش را با کود مخلوط کرده و برای کاشت درخت آماده کردم

هوا سرد اما خشک بود امسال هنوز برف نباریده است

اما در پاییز با چند بارندگی مقدار ناچیزی از خشکسالی را جوااب داد

با سرو صدایی که برای پدیده ال نی نو راه انداخته بودند امید وار بودیم که با افزایش بارش امسال خشکسا لی بر طرف و سطح آب های زیر زمین چند سانتی متری بالاتر بیاید که متاسفانه اتفاق نیافتاد

شاید خدا می خداهد ما را برای به هدر دادن و اصراف آب شیرین که در حد معدن نفت و گاز ارزش دارد بیشتر مجازات کرده تا به فکر مدیریت آب بیفتیم

ظهر با صدای اذان راهی نماز جمعه شدم

امروز امام جمعه موقت شهر حجه السلام شیخ علی روحانی بیدگلی بود نصایح خطیب خیلی با ارزش و کار بردی بود اما افسوس که از گذر گوش پدافندی برایشان ایجاد نمی شود

اما آنچه در حاشیه نماز جمعه در حال گذر است بحث های انتخابات در پیش رو بود تایید صلاحیت شده ها و رد صلاحیت شده ها  بیشترین بحث بین مردم بود

  البته اینکه مردم در اطلاع مسائل اطراف خود باشند و با چشمی باز انتخاب اصلح را انجام دهند اگر منطق و درستی و تقوا در آن جایگاه خود را داشته باشد کاری بسیار پسندیده و عقلانی است

اما وقتی به سخنان افراد گوناگون گوش می دهی آنچه این راه تعقلی را به بیراهه می برد چند چیز است

آنچه بیشتر موجب نگرانی است این است که مردم بیش از آنکه سیاسی باشند سیاست زده هستند بی انگیزه و بی تفاوت و بیشتر به گفته ها با دید درست بودن نگاه نمی کنند و فکر می کنند هر فعالیت لسانی و فرهنگی و.... بیشتر دید منفعت شخص داردتا خدمت دهی به مردم 

و تحلیل ها و تهمت ها و غیبت ها و دروغ گویی ها  که ریشه ایی و ادله ایی ندارد و بیشتر بر اساس شنیده ها و غرض ورزی و مرض ورزی  خطی و جریانی سیاسی است

افرادی که از خود هیچ ایده ایی ندارند و با پیدا کردن نقطه ضعفی از طرف مقابل توپ را به زمین طرف مقابل انداخته و حمله همه جانبه را بدون اطلاع از ریشه ها و گذشته های آن اتفاق بر علیه فرد یا گروه یا جریان یا خطی که با آن مخالف هستند شروع می کنند

 و آنقدر با تعصب و افراطی از این بلغور های خود که رنگ کارشناسی به آن می دهند دفاع می کنند که انگار تنها شاهد آن اتفاق خودشان بوده اند

وقتی با چند سوال او را به چالش می کشی متوجه می شوی که اکثر گفته هایش فقط بر اساس شنیده ها استناد می کنند و با تحریف ایشان با واقعیت فاصله نجومی پیدا کرده است 

و در تحلیل ها خود خود را عقل کل می دانند و به جای تبعیت از رهبری خود را نماینده او دانسته و تفسیر به رای می کنند که هیچ سنخیتی به فرامین رهبری ندارد

و آنقدر خود را بالاتر از مردم و فوق قانون می دانند که فکر می کنند هر کس آب خوردنشان را هم باید به اجازه آنها باشند

و امنیت حاکم که به برکت رهبری هوشمندانه رهبر کبیر انقلاب و به برکت خون به ناحق ریخته شده شهیدان انقلاب و جنگ و ترور بوده را همه را بر اسا س تلاش خودشان می دانند

که با تیز بینی حرکات را رصد می کنند در صورتی که سر بازان گمنام امام زمان ع به این شدت ادعایی ندارند

و افراد که کوچکتری نقدی  داشته باشند مخالف نظام و رهبری تلقی می کنند و در بسته کافرین طبقه بندی می کنند

تسبیح می چرخانند و تهمت می زنند و غیبت می کنند و پاتیل پاتیل دروغ می گویند و با مغلطه کاری و هوچی بازی کار های خود را شرعی و قانونی به خورد مردم می دهند

آفتی که جامعه اسلامی ما را از در در حال فاسد کردن است

 بعد نماز برای خوردن ناهار دوباره راهی صحرا شدم تا دوباره ادامه کار درخت کاری را انجام دهم و.........

برگی از دفترچه خاطرات  

برگی از دفترچه خاطرات :

................. امروز هوا خیلی گرم است 125 روز از عید می گذرد علی رغم اینکه مزاجم خیلی سرد است اما باز گرمی هوای آران و بیدگل برایم قابل تحمل نیست دماسنج هوای آفتاب را 60 درجه سیلسیوس را نشان می دهد به دعوت یکی از همکاران بعد از صرف ناهار با ماشین شخصیم که پراید می باشد راهی راوند شدم هدف این دیدار تبادل نظر  پیرامون فعالیت های فرهنگی و اجرایی چند طرح ابتکاری در مدرسه ایی بود که ایشان مدیریتش را به عهده داشت تا راوند حدود 20 کیلومتر راه است آب و هوایش زیاد با آران و بیدگل فرق نمی کند  اماچون دارای باغ ها و درختان زیاد است کمی آب و هوایش بهتر از شهرمان است حدود ساعت 2 بود که تر مز ماشین را درب منزل دوستم به قصد توقف فشار دادم و ایستادم خانه ای در ابتدای شهر با سال ساخت 5 سال اما به سبکی خاص که از خانه ای قدیمی منتج شده بود با حیاطی گودتر از کوچه و ساختمانی قبله ایی که تابستان نشین و زمستان نشین داشت اما به صورت دو طبقه ایی بود که طبقه پایین فقط یک پله می خورد  وقتی وارد حیاط شدم فضای آرام بخش حیاط من را مجذوب خودش کرد و با اضاره ایی به دوستم گفتم که می خواهم 10 دقیقه در کنار استخر کوچک وسط حیاط  بنشینم در آب عکس در ختان و رقص ماهی های قرمز و دیدنی بود مخصوصا نسیمی که آب به صورتت می خورد فرح بخشی خاصی داشت با توجه به پاکی محیط و عدم وجود  آلودگی باز آب استخر دارای امواج ملایمی بود با حس کنجکاوی طوافی دور استخر دارم پروانه ای از صورت روی آب افتاده بود و به التماس بال می زد  و موجب می شد امواج سینوسی ملایمی روی آب ایجاد شود  و عکسی با پیکره نامناسب از درختان و خودم که در آب پیدا بودم را به نمایش بگذارد پروانه را به آرامی از روی آب بر داشتم کم کم به فوت ملایم کردم  وقتی بالهایش خشک شد او را در کف دست گرفتم و دوباره لذت پرواز را به او هدیه دادم  آب ملایم شد و تصویر ها زیبا شد  بعد جلسه با دوستم شروع شد با خود گفتمامواج نا محسوسی که در جامعه تصویر زشتی از محیط اجتماع را به تصویر می کشند باید شناسی شود با آنها برخوردی ملایم شود و در کف دست آنها را به دنیای واقعی خودشان هدایت کرد دید گاهی که بسیاری از خادمین به ما از آن غافلند تصویر زشتی از خود و جامعه را با پالس های ملایم افراد دردمند می بینند اما توانایی شناسایی و حذف این پالس ها را با فوتی و نوازشی ندارند این پالس ها به انواع مختلف در جامعه فعلی انتشار داده می شود مثلا زیاد شنیده می شود افرادی که  که بدون هیچ اطلاعی حرف های دروغ یا درست دیگران را باز گو می کنند و به امواج تخریبی آن توجهی ندارند او می خواست بر نامه گل ریزانی را در مدرسه در بین دانش آموزان و اولیای آنها بر گزار کند تا با تهیه کمی پول به کمک دیگر دانش آموزان بی بضاعت مدرسه بشتابد  سین برنامه به کمک همدیگر بسته شد طرح بسیار جالبی شد اگر این طرح در مدارس اجرا شود مدارس ما جهتی تربیتی خوبی را به سمت جلو آغاز خواهد کرد  و چون آنقدر محیط کالبدی ساختمان برایم جالب بود به اجازه ذوستم نقشه خانه را روی جعبه لامپی التهابی رسم کردم  دوستم  می گفت چون پدر و مادرم کهنسال شده بودند و باید از لحاظ زندگی در آرامش باشد این طرح ساختمان را اجرا کردم پدرم در طبقه پایین زندگی می کند و ما هم در طبقه بالا زندگی می کنیم وجود پدر و مادر در کنار ما برکتی خاصی به زندگی من داده است با وجود اینکه خودش باز نشسته است و نیاز ی به من ندارد اما من برای وجود فضای معنوی به خانه ام به وجود آنها نیاز دارم  و...........