قسمت دوم کتاب محسن جالب و مورد توجه است شاید هم چالش بر انگیزو غیر کارشناسانه و سنتی محور
شاید هم خود مدرکی بر بی اطلاعی و پاکی درون
شاید دخالت دیگران در تالیف این کتاب و اعمال نظر مخالف نظر محسن در کتاب
البته من محسن را سالهااست که می شناسم
تا قبل از رفتن به شورای شهر و گرفته پست دولتی و تغییر شخصیت حقوقی او گاهی با هم گفتگویی داشته ایم
البته تجربه نشان داده که در ایران پست و مقام و تغییر شخصیت حقوقی اثر قابل توجهی بر شخصیت حقیقی آنها می گذارد
محسن تا قبل از حضور در شورا تابع شرایط غیر اخلاقی و غیر دینی حاکم بر جامعه نبود که برای دست یابی منافع شخصی دست به هر جنایت هول ناکی بزند
از اختلاف افکنی و شایع پراکنی واز دیگران به عنوان نردبان خود استفاده کردن و از تکبر و خود بر تر بینی وبر روی بیسوادان مانور دادن برای ماندن بیگانه بود
نمی دانم چهار سال دیگر محسن فردا چقدر مثل محسن امروز خواهد بود باید منتظر بود و دید
در انتهای کتاب افرادی را به عنوان مدیرا موفق معرفی کرده که اکثر آنها با علم مدیریت سرو کار ی نداشته اند
انتخاب تعداد زیاد کار آفرین و عدم تناسب افراد انتخاب شده با بافت و جمعیت شهری آران و بیدگل و حومه خود جای تامل دارد
قدرت دفاع از افراد و عمل کرد های آنان را به حداقل می رساند و شاید غیر قابل دفاع می کند
وضعیت بد اقتصادی - رانت های مختلف - زرنگی خاص خود - تجاوز به حقوق همدیگر و شکل شرعی به آن دادن - رفیق و دهها عامل دیگر باعث شده فردی بدون اطلاعات علم مدیریت از کارگر ساده ای یا کار منداداره ای را به مدیر عامل یا سر مایه داری تبدیل شود
محسن بهتر بود آنها را کار آفرین های موفق می نامید
مدیر موفق کسی است که با علم مدیریت چه به صورت علمی چه به صورت سنتی بدور از عوامل فوق الذکر با صداقت و درستی و بدون استفاده غیر اخلاقی و غیر قانونی از انواع رانت از هیچ خود را به مرتبه بالا برساند
البته گرداندن مجموعه هایی که ما آنها را عملکرد مدیران به اصطلاح موفق می دانیم خود انرژی بر است و خود بحث جداگانه می طلبد
تحلیل و نقد شاید از چند دیدگاه باشد
شاید فردی از خیابانی رد شود و مرتب راهی دانشگاه باشد و به مراتب علمی بالا برسد اگر یک هو زمینی ساخته شده با دکوری شنگول و منگول و با ایاب و ذهابی در خور توجه با لامپ هایی جور واجور در خیابانی یا شهرکی ساخته شود طرف شوکه می شود و می گوید آفرین بر این رشد و ترقی و مدیریت و زرنگی وبدون اینکه عنصر اخلاق و دین را در نظر بگیرد
آری هر چراغی که روشن شود به محل همه نوع اعتبار می دهد
اما با چه قیمتی ؟؟ از چه راهی ؟؟ از چه رانتی ؟؟ با چه اخلاقی ؟؟ منطبق بر کدام دستورات دینی ؟؟
این تغییر حاصل شده است که ما مسبب آن را مدیر موفق بدانیم
اگر در باره مسبب این تغییر از این آقای کار شناس بپرسی بر اساس ظواهر موجود حتما آن را تائید خواهد کرد
شاید فردی هر اتفاقی را که قبلا نبوده بدون در نظر گرفتن عوامل آن صرفا چون تغییری حاصل شده تغییر حاصل از توانایی فرد مسبب می داند
شاید فردی نظر تلفیقی داشته باشد و اعتقاد داشنه باشد که
مدیر موفق کسی است که با علم مدیریت چه به صورت علمی چه به
صورت سنتی بدور از عوامل فوق الذکر با صداقت و درستی و بدون استفاده غیر
اخلاقی و غیر قانونی از انواع رانت از هیچ خود را به مرتبه بالا برساند
و خارج از عنصر علم و اخلاق و دین را به جای مدیر موفق یک شارلاتان بداند که این نظر برای این شخص محترم است و شاید مورد قبول اکثر مردم نباشد
البته گرداندن مجموعه هایی که ما آنها را عملکرد مدیران به اصطلاح موفق می دانیم خود انرژی بر است و خود بحث جداگانه می طلبد
براستی این مجموعه 41 نفره را اگر با سه دیدگاه برسی کنیم سه نتیجه خواهد داشت
چون محسن یک کار شناس ارشد است و از دید یک کارشناس وارد بحث شده بهتر بودکارشناسانه و به صورت محدود تر در حد نعداد نفر کمتر با تناسب جمعیتی و تاریخی شهرستان از نظر کار اقتصادی وارد این بحث می شد
بهتر بود برای دفاع از انتخاب خود در رزومه افراد انطباق عمل کرد و موفقیت آنها را با علم مدیریت و اخلاق و دین بیان می کرد تا سر لوحه کسانی باشد که می خواهند در کار خود موفق باشند
چون شهر ما کوچک است و تناقض عملکرد ها ی این مدیرا ن به اصطلاح موفق خیلی زود نمایان می شود مغایرت نوشتار کتاب با واقعیت کل کتاب را از نظر اعتبار مطالب و نویسنده زیر سوال می برد
در خاتمه برای افرادی مثل آقای محسن صانعی آرانی که تمام این نقد هار ا به خود می خرند و با شهامت و صعه صدر بالا پای به عرصه نویسندگی و تالیف گذاشته اند تشکر می کنم و آرزوی توفیق روز افزون در تالیف های دیگر را د ارم
پایان
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1:49 توسط احمد بافنده بیدگلی
|