بچه های زمین خاکی دهه   50 ((چارما )

او گفت از آب اسانتر

نه استرس ماموران دولت سه دهه قبل

و نه زاغ چوب زدن پدر و مادر و خواهر و برادر 

و نه....هیچ

اکثر این دوستان را اگر گوشی هایشان را جستجو کنی در حا فظه ان عکس و کلیپ های مبتذل را می توانی پیدا کنی

که نه پدر نه مادر نه معلم و نه .... از آن با خبر هستند

آتش در زیر خاکستر آن نسل دوران ابتدایی و راهنمایی را آرامتر از حرکت مورچه روی تخته سنگ سیاه می سوزاند

نیروی های انسانی که سر مایه های آینده کشور هستند مثل سیب های کرمو یا هندوانه شته گرفته وارد بازار آینده خواهد کرد

من گفتم راهکاری برای این داری؟؟؟

که با وجود داشتن تکنولوژی پیشرفته جهان همسو با آنها باشیم و این آسیب ها را نداشته باشیم ؟

او اشاره به مدرسه کرد او گفت به نظر شما تشویق دانش آموز ابتدایی برای انجام تکلیف و تحقیق وبه سوی دنیایی مجازی بدون کنترل والدین کاری درست است ؟

چند درصد والدین روی فرزندان خود در امروز تمرکز دارند ؟

چند درصد والدین به کامپیوتر و اینترنت مسلط هستند؟و قدرت مراقبت دارند ؟

گسترش بی اندازه  سیستم مخابراتی موبایل تا این اندازه پیشرفت کشور است یا خود نوعی جنگ نرم است ؟

حتی وجود این همه ماشین های سواری تک سر نشین و موتو سیکلت هایی با راکب زیر سن قانونی که به جای سیستم حمل و نقل بیمار و ناقص عمومی است پیشرفت است ؟یا مرگ خاموش؟

نسل جوان کدام دستگاه متولی جذب این دانش آموز رها شده از تحصیل را در تابستان به عهده دارند ؟

؟ آیا به سمن هایی که تحت نام کلاس های فوق برنامه فعالیت می کنند رفته ایی ؟

در شهرمان چه تعداد وجود دارد ؟

این سمن ها شبیه به بنگاههای تجاری بی کیفیت شده اند و قدرت جزب دانش اموزان رها شده از تحصیل را ندارند!!

چند درصد والدین حاضرند پول های در خواستی این سمن ها را به پردازند تا من دانش آموز تابستان را در کلاسی شرکت کنم و......

حال من خودم هستم و این گوشی  و یه دنیا حرف از هم رنگش ............................... 

 

 

 

بچه های زمین خاکی دهه  50 ((سیما )

گفت با پیشرفت جهان نسبت به زمان کودکی شما هزاران نوع بازی کودکانه که می تواند در گوشی و تبلت اجرا شود وجود دارد

بچه ها بعضا دوست دارند بازی هایی را انجام دهد که جنگی و بکش بکش و بزن بزن باشد

بعضی ها در دنیای بازی با بازی های فوتبال مجازی ساعتها مشغولند بدون اینکه به کسی بحث کنند زمین فوتبالی خواسته باشند به کسی قهر کنند و بعد صلح کنند لگد به پایشان بخورد و انرژی بدنیشان تخلیه شود در جایی ارام و ساکت با دوستان خیالی خود که بعضا بازی کنان خارجی هستند حال می کنند 

بعضی دوستان وارد دنیای مجازی و بعد وارد شبکه های اجتماعی می شوند و فیلم می بینند

دوستم با تعجب پرسید پس دیگر درب سینماها را هم تخته کنند !!!!

گفت نه

پدرم تعریف می کنند سالهای قبل که هنوز تلویزیون سه کانال داشت مردم برای دیدن فیلم متوسل به دستگاه ویدیو می شدند ویدیو قاچاق بود و از هر کس می گرفتند مجازات سختی را برایش در نظر می گرفتند بعد تعداد کانال تلویزیون زیاد شد و  دیجیتال امد و ویدیو منسوخ شد

سینماها هر روز فیلمی جدید پخش می کنند اما زمانی که شبکه های اجتماعی وارد ایران شد شبکه های اجتماعی به تنهایی در یک طرف و همه انهایی که نام بردم در طرف دیگر با شبکه های اجتماعی بدون محدودیت به کل دنیا وصل می شوی و هر نوع فیلم خوب و بد و مبتذل را بدون هیچ مزاحمتی می توانی ببینی

برای دیدن تلویزیون باید تحت مراقبت پدر یا مادر یا خواهر یا برادر باشی

 برای رفتن به سینما باید به کاشان بری و بلیط تهیه کنی

فرهنگسرایی هم که تاتر و کنسرت های شاد را اجرا کند نیست

و یا اگر هم سالی ماهی خواستند اجرا کنند تحت نام مغایرت  با دستورات دین اسلام به هم می خورد

پس بهترین و راحترین و اسان ترین و بی درد سر ترین راه این است

اشاره او به دستن خودش و دوستان هم بازیش من و دوست همراهم را شوکه می کرد 

او ادامه داد که پدران امروز بردگان فرزندان امروزند

با کمی فشار و ناراحتی آنها را مجبور به خرید گوشی لمسی چینی یا تبلت هایی با امکا نات پیشرفته با حداقل قیمت می کنیم

پول تو جیبی ما هم که تقریبا نیاز ها را براورده می کند

سیم کارت در حالت گرانی 10 هزار تومن است

و خرید بسته های اینترنتی از آب آسانتر است

شما در شبکه های اجتماعی  مثل وات ساپ و تانگو و تلگرام و....کافی نیاز خود را جستجو کنید او در زیر لب مطلبی را می خواست بگوید و شرم می کرد دوست همراهم گفت فیلم های مبتذل هم ؟؟!!!!

 

 

بچه های زمین خاکی دهه   50 ((دویما )

محله ها از نظر محل و مکان جغرافیایی در جایی خود بودند از نظر کالبدی همان مرز بندی های قدیمی هنوز حاکم بود

وارد کوچه ایی می شوی به سه راه می رسی که درست در آن نقطه در مرز چهار محله قرار می گیری

 وجود خیابان هایی با جدول و اسفالت و درخت هایی بی ثمر و تنک در بین محله ها ی قدیمی ما را به یاد زمان مدرسه انداخت که ناظم مدرسه با ماشین های سر تراش دستی بی سلیقه و با عجله و با روحیه خصمانه   روی سر بچه ها چهر خیابان درست می کردو بچه ها را مجبور به تراشیدن سرشان می کرد 

اما کی این بی سلیقه گی ها که ناشی از  حسادتها یی پنهان بوده و  به قیمت نابودی بافت فرسوده تاریخی بیدگل انجامیده دوباره زیبایی خود را بدست خواهد آورد خدا می داند

با اجرای خیابان واصف خط این آثار تاریخی که بیشتر در محله توی ده و سلمقان بود نابود شد ه است

ما نمی خواستیم وارد این بحث شویم در کوچه ها  آنقدر عبور و مرور موتور سیکلت و ماشینهای سواری تک سر نشین زیاد شده که عملا بازی را در کوچه ها از بچه ها گرفته است

تقریبا کوچه ها همه دیگر اسفالت بود امکان تیله بازی  را از بچه ها گرفته  است با وجود صدها نوع کام و پوسته های زیباتر از دیگری بازی با شرط برنده شدن پوسته کام منسوخ شده است

ما در کوچه حیران به دنبال یک بازی بودیم اما شاید قرار ست حسرت به دل باشیم

 لب خیابانی چند بچه نظر ما را به خود جلب کرد و ما را به سوی خود کشید پنج بچه مدرسه ایی دوتا کلای ششم ابتدایی دیگری کلاس هفتم و دو تای دیگر کلاس پنجم بچه ایی دیگر هم با توپ پلاستیکی در بغل در حسرت هم بازی توپ را به شکمش فشار می داد

  دوستم به بچه گفت مگر شما با تعطیلی مدرسه در کوچه بازی نمی کنید؟

  بچه ایی که از همه بزرگتر و کلاس هفتم بود دقیقا نتایج منتج شده مار ا به زبان اورد

عبور و مرور بی اندازه و سایل نقلیه بی حسی و بی تفاوتی بچه های محل و کلمه زیبای نارفیقی امروز نسبت به گذشته  را بیان کرد

بعد اشاره کرد به گوشی های در دست بچه و سرگرمی نسل جدید کودکان دوران ابتدایی  و راهنمایی را در او خلاصه کرد

وقتی دیدیم دانش آموز روشنفکری است با بیشتر دم خور شدیم و بحث را به گوشی و دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی کشانده و در او محدود کردیم  دوست همراهم سوالی پرسید که چگونه گوشی و تبلت می تواند سرگرمی ایجاد کند ؟

بچه های زمین خاکی دهه 50 ((اولا )

بچه های زمین خاکی  کوچه ها  در دنیای مجازی خفه می شوند

امروز  آخرین دوشنبه تابستان سال 94 است

هوای آران و بیدگل کم کم دارد به هوای جهنمی تبدیل می شود 

  و طبق معمول دیگر توان درس دادن و درس خواندن در مدارس به غیر ممکن تبدیل می شود

سیستم های سر مایشی مدارس شهر ما در حد کولر آبی است که چون توسط مستخدم مدرسه به اجبار سرویس می شود کارایی خوبی ندارد و نمی تواند دمای مورد انتظاری را کاهش دهد

ساختمان های مدارس در شهر کویری ما چون طبق اقلیم شهر مان ساخته نشده و شرایط اب و هوایی و پدافند غیر عامل در ان رعایت نشده عملا 6 ماه سال کارایی مطلوب را ندارد  که خود خسارت های خاموش جبران نا پذیری را در طول زمان به قشر دانش اموز مان زده است

و در طول این خسارت کشور را به انزوای فکری و اعتقادی و عملیاتی نیروی انسانی سوق داده است

 گرمای غیر قابل تحمل در شش ماهه اول سال در شهر ما  باعث شده است دولت تابستان را زمان تعطیلی مدارس انتخاب کند

مردم گاهی به مسخره به معلم ها می گویند شما سالی چند ماه تعطیل هستید فارغ از اینکه نمی دانند که هر کار مند و کار گر در طول سال یک ماهی را مرخصی استحقاقی خودش دارد که معلم ها این مرخصی را یکباره می روند

معلمی سختی کار خاصی دارد تا معلم نشوی نمی توانی  این سختی کار را بفهمی و درک کنی

در دهه 50 که دوران تحصیلات در دوره ابتدایی من بود  تابستان  کوچه های بیدگل هنوز اسفالت نداشت و محل مناسبی برای بچه هایی که 9 ماه درس خونده بودند تا سر فرصت چند ماهی را بازی بازی کنند

برای بچه مثبت ها بازی فرتبال و والیبال  بود

بچه هایی که کمی شیطون تر بودند تیله بازی  و بازی گو و بازی با پوسته کام و... مناسب تر بود

البته بازی بعد از کاری که باید به کمکم پدر و مادر می کردیم  کمتر کوچه ایی بود که در ان بچه ها چله و یا پود قالی را به عنوان تور  والیبال به دو طرف کوچه های 4 متری نکوبیده باشند  و یا کفش های دم پایی را به عنوان دروازه  قرار نگذاشته باشند

بیدگل و آران یک تلفن خونه داشت که حالا شده میدان شهدا  هر کس که می خواست تلفن بزنه می رفت اونجا و تلفن می زد

اما امروز به اتفاق مرتضی دوست دوران کودکیم  تصمیم گرفتیم به یاد دوران کودکی گشتی در کوچه های محله های قدیمی بیدگل بزنیم فوتبال و والیبال و تیله بازی و بازی با پوسته کام را در کوچه های آسفالت دوباره ببینیم

ما از میدان امام بیدگل شروع و وارد محله قدیمی خودمان توی ده شروع و محله فخار خانه و بعد سلمقان و ....