مقصر وضع نا به سامان مردم کیست ؟
ه نظر می رسد هنجار ها و نا هنجار های اجتماعی در کنترل مردم / دولت /دستگاه نظارتی / ارتباط با خارج از کشور است
این چهار ضلع اگر با هم مچ باشند جامعه ای با حداقل ناهنجار ی خواهیم داشت
مردم هر جامعه می تواند ناهنجاری های جامعه را به هنجار تبدیل کند و برعکس
لازمه زندگی اجتماعی تقسیم کار می باشد همچنانکه پیشرفت علم خود منجر به تفکیک خرد علم شده و هر گروه درآن به تحقیق و پژوهش مشغولند
حال مهم است در تقسیم کار سر گروه را به چه کسی واگذار کنیم
اینجاست که نقش مردم نمایان می شود و یاد حرف مش کریم می افتیم که کرم پنیر از خود پنیر است
از اینجا این ضلع به ضلع دیگر تنیده می شود و دولت مطرح می شود دولتی که از بطن این مردم در آمده است
مردم را مدیریت می کند و بازی شطرنج را با مهره های مردم بازی می کند نقش دولت در فکر ایده الیسم این است که همیشه مهره های فرصت طلب و فرصت سوز در بازی بازنده باشد بروز منشاو اکثر نا هنجاریها از این جا شروع می شود که دولت نقش واژگون را بازی کند یا یکی به نعل بکوبد یکی به میخ
دستگاه نظارتی از دل دولت برای کنترل سلسله مراتب مسئولیت ها بیرون می آید وقتی که نمک بگندد دیگر انتظاری از این دستگاه نیست و ناهنجاریها شدت می گیرد و به یک اپی دمی تبدیل می شود
ارتباط با خارج در دو نقش می تواند موثر باشد اگر جامعه هدف با حداقل نا هنجای مواجه باشد با این جامعه از راه تعامل وارد می شور یا از راه تخاصم برای به نا هنجار کشیدن آن اما اگر عکس این باشد به فکر تسلط و تاراج آن می گیری
جامعه فعلی ما از چند ضلع دچار ضربه شده است
مردم ایران با رها اشتباه کرده اند و پای اشتباه خود ایستاده اند
اشتباه در انتخاب کسانی که قرار بوده نا هنجار ی ها را به هنجار و شکست هار به فرصت تبدیل کنند اما اثر عکس گرفته اند
انتخاب آقایان بنی صدر -رفسنجانی - خاتمی - احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور های ایران از ابتدا تا کنون خودشان منشائ ناهنجاری های بسیار بوده اند که نیاز به تحلیل های کار شناسی دارد
بنی صدر با شعار های مورد توجه جمعی ساده لوح و کم تجربه مواجه شد به رای مردم خیانت کرد و تعداد زیادی از جوانان این مرز و بوم از کم کاری و خود فروختگی او به خاک و خون کشیده شدند و راه شهدات را انتخاب کردند و پیرو ولایت ماندند
رفسنجانی یار دیرین انقلاب مبارز زجز کشیده دوران ستمشاهی اول برای تثبیت حکومت خود نخست وزیری را حذف کرد توقع مردم را بالا برد و درامد ها را پایین نگه داشت بعضی روستاها را بخش و بعضی بخش ها را شهر کرد
مردم در این حکومت 24 ساعته تلاش می کردند تا کلاسی که برای زندگی خود ظاهری خود درست کرده بودند حفظ کنند با شعر سازندگی وارد شد و با خفقان خود راه را برای دولت آزادی و اصلاحات هموار کرد
در امد ها جواب زندگی های شاهانه کاذب را نمی داد مردم از هیچ کاری کوتاهی نمی کردند هر کس باید یک دستگاه موتور داشته باشد وام های بی رویه و ماشین دار شدن خانواده ها چهر نعل مردم را به تکاپو وا داشت
هر کس باید خانه مستقل داشته باشد و هر خانه به تزئینات افراطی غیر لزوم مجهز شود کابینت ام دی اف - مبل های کزایی -لباس های خارجی خدا تومان - مسافرت های خارجی زیارتی و سیاحتی افراطی رسم و رسو مات مردم شد
ادامه دارد
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود