چهارمین هم اندیشی فرهیختگان آران وبیدگل
وقتی صحبت از مسکن مهر گلستان شد گفت :" جانمایی اشتباه بوده ، همه بیایند طرف آران "
- یکی از اعضا : شما می خواهید طرف بیدگل را تعطیل کنید؟
- فرماندار: اگر بخواهید این حرف ها را بزنید بیرونتان می کنم . آنجا سند ندارد
- من: ابتدا هر دو جای معرفی شده ،سند نداشته ولی طرف اران را اتحادیه مسکن مهر پافشاری کرده و سند گرفته ولی طرف بیدگل را سند نگرفته ولی چند ماه است که سندش آماده شده و اداره مسکن نیز در جریان است. حتی خودم به آنجا رفتم و گفتم بیایید سند را به نامتان کنم.
-فرماندار: یعنی من دروغ می گویم؟ می گویی من بی اطلاعم؟!!! بگویم بیرونت کنند؟!!!!
- من: سندش آماده شده حتی اگر سند نیز آماده نباشد سند پشتیبان گذاشته اند و دو مرحله وامش را نیز دریافت کرده اند.
- فرماندار: یعنی من بی اطلاعم؟!!! مگر می شود؟!! یعنی شما سند گرفته اید و من خبر ندارم؟!!!!( چند بار هم به حضار نگاه کرد : آقایان سپاسگزار ، مسعود مقدم ، رهبردوست )
چندین بار این جملات تکرار شد که می گفتم سند آماده شده ولی او می گفت سند ندارد .
- من: هر چه می گوییم سند دارد باز هم حرف خودش را می زند.
- فرماندار: این جوری با من صحبت نکن! برو بیرون!
- من: می خواهید کپی سند را برایتان بیاورم ؟
- فرماندار خطاب به رهبردوست: شماره رضایی ( معاون فرماندار) را بگیر!
رهبردوست چند بار سعی کرد تماس بگیرد ولی آقای رضایی در جلسه بود و تماس موفق نشد تا سرانجام تماس برقرار گردید.
- فرماندار: مگر با رهبر صحبت می کردید که گوشی برنمی داشتید؟
پس از صحبت قرار شد شنبه ساعت 13در فرمانداری جلسه با حضور ادارات ذیربط و من تشکیل شود . وقتی اسم مرا گرفت گفتم : "دکتر ناظمی" با شنیدن این حرف سخت برآشفت
- فرماندار: این مدرک ها را بریزید دور! با این حرف نشان می دهی که خیلی توخالی هستی . من هم دکترم ولی به من می گویند: سلگی
- یکی از اعضا: چون ناظمی زیاد است برای اینکه اشتباه نشود گفت دکتر ناظمی.
ناظمی ////// ممده///////پسر...... /////جناب دکتر /////دکتر دکتر ///// اینجوری که زشته این همه درس خومده دکتر شده ای جوری صداش کنیم خدایش زشته هه زشته ...........
جناب دکتر محمد ناظمی بیدگلی هم خیلی سنگین است پس خدایا چه چی صداش کنیم که بزرگا ناراحت نشن
خدایا خدایا خودت بگو مه امروز کاش دارم چه چی صداش کنم نه خودش بدش بیاد نه رئیسا نه خودش ناراحت بشه نه رئیسا
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود