افکار عمومی با آداب و رسوم فرق دارد. چون آداب و رسوم چون وچرا ندارد,   باید آن را پذیرفت وگردن نهاد.

برعکس افکار عمومی قابل تغییر است, جدل دارد, تغییر می پذیرد, جای چون وچرا دارد و می توان آن راهدایت و رهبری کرد.

احساسات, عواطف سازمان یافته ای است که انسان نسبت به یک مسئله دارد.

عده ای معتقدند افکار عمومی عقلایی فکر می کند, منطقی است و به دور از احساسات است, احساسات را خاص آداب و رسوم می دانند.
در مقابل شماری از دانشمندان معتقدند   افکار عمومی بر هیجانات, احساسات, عواطف و تفکر قالبی است.

 تفکر قالبی عبارت است از : قضاوت   نادرستی   که انسان نسبت به یک مسئله دارد. آن برچسبی است

که آدم ها بر انسان های خارج از گروه خود می زنند و تفکر قالبی ذهن انسان ها را کور می کند محصول

تنبلی کردن در اندیشیدن است.

نظر دیگری می گوید افکار عمومی نمی تواند به دور از احساسات باشد, احساسات هست منتهی منطقی است و مهار شده.

وفاق عمومی جنبه اخلاقی دارد, وفاق عمومی مسائلی را زشت و مسائلی را خوب می داند. در وفاق

عمومی هیچ کس جای بحث در مسائلی اخلاقی نمی تواند ایجاد کند. اظهار نظر و توافق افراد بر سر

مسائل اخلاقی است.

 یک توافق در بطن افکار عمومی وجود دارد. آنچه وفاق عمومی را به افکار عمومی نزدیک می کند

توافق جماعت است.

 پس فصل مشترک وفاق عمومی, احساسات و آداب ورسوم در افکار عمومی توافق عموم است.

 در افکار عمومی, گروه مخالف تسلیم می شود اما از بین نمی رود.

 افکار عمومی را گروهی رهبری کرده و به درون جامعه می برند.