چگونه می توان طرح 12 نفره محلات در بیدگل را به فرصت تبدیل کرد قسمت 3
فرهنگ و تمدن ما اجازه نمي دهد كه مفهوم همسايگي
فرنگي را مترادف محله ايراني و اسلامي خود قراردهيم.
محله همچون يك واحد
فيزيكي با هويت كاملا مشخص اجتماعي و
الگوهاي مشترك زندگي براي استفاده برابر از امكانات و مؤسسات عمومي به عنوان
ابزار كار برنامه ريزان شهري شناخته مي شود.
بي ترديد مؤثرترين و پايدارترين برنامه
هاي توسعه اي، آنهايي هستند كه مبتني بر ويژگي ها و نيازهاي زيستي، رواني و
اجتماعي خانواده ها و جمعيت هاي محله اي با نياز اقتصادي و اجتماعي مشابه
طراحي، تدوين و ارائه گردد.
آيا امروزه محله اي منسجم مثل توی ده– حاج عبد الصمد – سلمقان – باغ علوی وجود دارد؟
واقفيم كه بلواری برای ارتباطات مردم ومحلات ضروري و حياتي است ولي آيا بايد از قلب محله رد شود؟
ما بید گلی ها يك مكان و يك زيستگاه جهان هستيم و انزال يك محله يعني فروپاشي شالوده و اساس يك محله و يك زيست جهاني در ذهن جهانيان که به نوعی با تاریخ کهن ما آشنا هستند .
راحت سخن به ميان آوريم شهرسازان ما جامعه خود را به خوبي نمي شناسند.
توجه اصلي ما به اين است كه غربيان چه كرده اند تا با هيچ تاملي فقط دنباله رو و مقلد باشيم.
عمق خواسته و ريشه رفتارهاي شهروندان چه سهمي در نگاهداري محلات دارد؟
آيا فقدان محله گرايي فرهنگ و هنر را متضرر نمي كند؟
چرا
نمي دانيم يا نمي خواهيم بفهميم كه غرب، دنياي منحصر و جداگانه اي براي شهروندان
دارد اما آنها هم مدرنيته را در سنت ها جست وجو مي كنند؟
تغيير در ديدگاه ها براي بازگشت هويت گمشده شهرهاي امروزي، اساسي و لازم الاجراست.
متاسفانه فارغ التحصيلان و صاحبان علم نيز در رشته هاي شهرسازي با وجود جنبه هاي فرهنگي- اجتماعي، به شهر و شهروندمداري توجهي نكرده اند
. آيا تكنيك به جز در محيط فرهنگي با جمعي از گروه هاي مردمي و اجتماعي به كار ديگري مي آيد؟
چرا در بلاد اروپايي، محلاتي خاص پديد آمده كه
هر مليتي در محله خاص خود سكني مي گيرد و با تعاملات سرزمين خود فرهنگ و
هنر خود را دنبال مي كند.
اگر محورها و مؤلفه هاي اساسي، برنامه
هاي آموزشي، بهداشتي، فرهنگي و اجتماعي را با ويژگي ها و نيازهاي مخاطبان
اصلي محله همخوان كند، تكوين بازخوردها و نگرش هاي مثبت و حداكثر حمايت
در اهداف مشاركتي، از اولي ترين نتايج آن به دست مي آيد.
تعامل با نهادهاي محلي يا
نهادهايي كه براي محله فعاليت مي كنند از مواردي است كه حفظ و جهت دهي آن براي
توسعه محله، ارتقائ تعاملات فرهنگي و هنري و ايجاد وحدت، بايستي مورد توجه
متوليان باشد.
محله به مفهوم ايراني يا شرقي، ريشه
اي هزار و چهارصدساله در فرهنگ شهرنشيني ما دارد،
ليكن امروز در چنين جامعه اي واژه محله را به كار مي بريم ولي منظورمان از محله، تقسيمات در سلسله مراتب اداري شهر است.
محله هاي شهرها و روستاهاي بزرگ كشورمان داراي هويت فرهنگي و اصالت خاصي بودند و اگر محله اي وجود داشت، به خاطر همين تفاوت هاي فرهنگي بوده و حال آنكه عواطف خوشايند انسان ها نسبت به تعلقات محله اي و مشاركت داوطلبانه مردمي و اجراي مسالمت آميز برنامه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي را با توفيقات چشمگير همراه مي سازد.
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود