در جوامع بیسواد افکار عمومی پنهان است. زیرا افراد از قدرت تعامل با  یکدیگر بی خبر هستند.

 افکار عمومی در جوامع در حال توسعه در همه افراد یکسان نیست. زیرا این جوامع یک دست نیستند.

 افکار عمومی در جوامع توسعه یافته آشکار است. در افکار عمومی بحث و گفتگو می شود. نیاز به گروه های مخالف و مختلف با یکدیگر دارد. پس باید تعارض وجود داشته باشد..


مفهوم افکار عمومی
افکار عمومی و عقیده عبارت است از طرز تلقی و قضاوت های ذهنی و داوری هایی که ذهن پیرامون عوامل بیرونی انجام می دهد.

 عقیده یکی از عناصر تشکیل دهنده باور و طرز تلقی و تفکر قالبی کاراکتر و شخصیت انسان را می سازد. عقیده یک نوع قضاوت ذهنی نسبت به یک عامل بیرونی است که می تواند در مورد هر چیز باشد.
جماعت یا عموم, لایه های اجتماعی و ویژگی های مشترک دارند

افرادی که در لایه های اجتماعی ویژگی های مشترکی داشته باشند جماعت را تشکیل می دهند. در خود لایه های اجتماعی, جماعتی هستند که ویژگی های مشترک دارند و عموم را تشکیل می دهند

و در کل جامعه نیز عده ای هستند که جماعت را تشکیل می دهند. از قرن 18 به بعد اصطلاح افکار عمومی را به کار می برند و در مورد ماهیت آن اختلاف نظر دارند.

 از نظر تاریخی شورش هایی که در تاریخ روی داده نشان داده افکار عمومی همیشه بوده است. به همین دلیل در قدیم می گفتند افکار عمومی بادپایی دونده است..


  افکار عمومی محصول جدل ها و گفت و شنودهای عقیدتی میان جامعه است.

  افکار عمومی نیرویی نهان و آشکار است که با یکدیگر برخورد می کند   و از میان آنها ذهنیتی بر جامعه حاکم می شود.و خود محصول تعاملبحث ها و درگیری های ذهنی است اما منسجم است 

 .
 هر گاه اکثریت قریب به اتفاق مردم جامعه ای بر روی یک مسئله همگانی فکر مشترک داشته باشند

افکار عمومی حاصل می شود.

 پس 4 عامل باید وجود داشته باشد:
1- باید تعارض وجود داشته باشد.
2-
باید گروه های رقیب وجود داشته باشند .
3-
با هم تعامل داشته باشند.
4-
این ذهنیت ها با هم ترکیب شوند.
تا به انسجام برسند