من از هر گذری می گذرم
چه با چاله
چه بی چاله
چه با خار چه بی خار
من به هر کس که رسم نگاهش می کنم
چه نگاهم بکندچه نگاهش بکنم
دستانم را می تکانم نه برای چکیدن قطره ابی که برای ثانیه محبتی
برای نانو فاصله ای
برای میکرو نوری
چه عشقی رسد یا نرسد
عشق من عشق است و دیگر وهم
باشدکه باشد که باشد
از هر چند راههایی هم کی بخواهم میگذرم
چه به راهش چه به بی راهش
بی راهش هم راهی هست
به بلندای پاکیم صداقتم بلند فکریم
چون نه حسابی دارم نه کتابی
انچه دارم حس است و حواس
حواسم نه احساسم
حواسی از درون از ضمیر
که به من ندا می دهد
ندا
من ار تمام چند راهها می گذرم
به انتخاب خودم
به رای خودم
به حس خودم
به امید سو سوی امید
چون پا برهنه را کفشی نیست
ریگی نیست
خاری هست
دردی هست
نگاهم به بالاست تا چشمان
آنچه می خواهم خوابی است
که تعبیرش را زمان می خواند
زمان
به طول عمر تاریخ
تاریخی به تاریخ عمر تاریخ
((احمد علی محمود ))
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود