نامه به دوست در زمان اسارن
سال 61 هنوز لطافت بهاری خود را داشت که قرار بود به اتفاق دوستی به جبهه اعزام شویم
تقدیر باعث شد که ایشان به بدون من برود .
ودر عملیات رمضان به اسارت در اید
بعد مدتی نامه ای از ایشان در بند اسارت بدستم رسید و من هم در جواب نوشتم:
این جوابیه را امروز در بین مدارکم پیدا کردم
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 1:17 توسط احمد بافنده بیدگلی
|
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود