امروز که داشتم مدارک و نوشته های عکس های زمان دفاع مقدس را طبقه بندی می کردم به کاغذی مچاله شده که برنامه یک روز کاریم را روی ان نوشته بودم  نظرم را جلب کرد

این برنامه فکر کنم مال سال 67 باشه که حدود  چندماه  بنا به دستور و نیاز  و تخصصی که داشتم تو تدارکات مشغول شدم

من هر روز باید این کار ها را انجام بدهم

صبح  یک ساعت قبل از اذان بیدار شوم

اول  قبل از اینکه بچه بسیجیا بیدار شوندبروم دستشویی اگر کثیف باشه بشورم کف دستشویی ها را یه آب بگیرم و اگر صابون نباشه از تدارکات گرفته بگذارم تا  دستشوییها تمیز و بچه ها صابون داشته باشند

بعد برم حمام اگر خاموش باشه روشن کنم نفت بریزم تو منبع اب گرمکن جای واجبی ها را شارژ کنم تا بچه ها صبح برای غسل و وضو آب گرم داشته باشند و زباله های حمام را جمع کنم کف حمام را یه آب بگیرم که حال بچه ها  از کثیفی ها ی مانده به هم نخورد

بعدبرم مسجد بچه ها را از خواب بیدا کنم اگر مسئول تبلیغات نوار قران نگذاشته باشه ضبط را روشن و نوار قران بگذارم تا بشه وقت اذان صبح

اذان بگویم اماده بشیم برای نماز جماعت اگر آقا بود که هیچی اگر نبود یکی از بچه ها جلو وایسته و اگر نبود مجبورم خودم زحمت بکشم

 

بعد از نماز برم آشپز خونه کمک کنم درست کردن چای وبرای پهن کردن سفره صبحانه و  بعدش جمع کردن و کمک برای شستن ظرفها

بعد یه ورزش صبح گاهی  نزدیکای ساعت 8 صبح که شداماده بشم برای انجام کار

که وظیفه اصلی من است که قبول کرده ام

مامور خرید

امروز می گویند کار پر داز

قراره امروز با راننده  اختصاصی بریم خرید تو اهواز و به چند خانه عرب ها برای خرید سر بزنم

تا ظهر باید همه بازار اهواز را شخم  بزنم هم برای خرید هم برای شناسایی افراد دنج و با انصاف و خوش اخلاق برای اینکه خرید های بعدی سریعتر انجام بگیره و هم استاد و مشتری بشیم

نزدیک ظهر بر گردم و خرید ها را به قسمتها و خط و مقر ها شارژ کنم

بعد وضو بگیرم و کار های ظهر را مثل صبح انجام بدهم

کمک به پهن کردن غذا کشیدن غذا جمع کردن سفره و کمک به شستشو ظرفها

بعد یک ساعت استراحت و ادامه کار

سرزدن به انبار و واحد ها و دریافت نیاز ها و گوش کردن به شکواییه ها از خرید و دوباره راهی بازار شدن

اگر کار بازاری نباشد باز رسی از انبار ها و شرکت در جلسات دورن سازمانی و .....

آماده کردن و ساخت تجهیزات آشپز خانه که قراره راه اندازی کنم

ساعت 11 تا 12  شب اماده خواب شدن

در 24 ساعت 20 ساعت کار و 4 ساعت استراحت

هر کس هر چی گفت بگم حق با توست به خاط خدا به هیچ کس بحث نکنم

در صورتی که فقط من مامور خرید بودم و کارهایی که کمک می کردم وظیفه افراد دیگر بود

برای انجام هر کاری برای بچه رزمندگان عارم نشه خجالت نکشم و افتخار کنم

یه وقت غرور ورم نداره که......

کاری به قضاوت مردم اطراف نداشته باشم و فقط خدا را در نظر بگیرم

از حیف و میل در حد توان جلوگیری کنم و از بیت المال نقدی و غیر نقدی که در اختیار من است تا بالاترین توان حفاظت کنم

 تابعد از پایان ماموریت شرمنده خدا و مردم کشورم نباشم