هم سنگری 2
| یکشنبه 20 بهمن1392 ساعت: 15:3 | توسط:هم سنگری | ||||
| شهر داران جبهه با خدوم کردن خود آمده بودند که قیمت پیدا کنند با تواضع و فرو تنی در برابر همنوعان خود که معلوم نبود که کدامشان بهشتی خواهند شد و کدامشان در دام شیطان خواهند افتاد وکدامشان باید سالها در بستر بمانندو یا با زجر زندگی کنند و شاهد خون به دل شدن رهبر خود و خانواده شهدا باشند و کدامشان امده بودند که آمده باشند نه کاری به اعنقاد داشتند نه کاری به جنگ نه کاری به خاک و کاری به دشمن داشتند فکر می کردند که در جنگ نخوچی کشمش خیرات می کنند اگر تعداد این افراد نسبت به بقیه در اقلیت بودند شاید نمی دانستند یا می دانستند که این اقلیت زمانی اکثریت مردم این آب و خاک را دچار چالش خواهند کرد و چالش هایشان در مقابل خون های دیگر دوستانشان همیشه نقش بر آب خواهد بود بعضی وقت ها در بعضی جاها که مسئولیت ها به دست این افراد افتاد دل رهبر خون شد خاک قبر شهدا لرزان شد جاهایی که اسنخوان در آخور گاو گذاشته شد اگر چه همه دل به وجود رهبری فرزانه و بیدار و هوشیار و با بصیرت دل خوش کرده بودند اما چه کسانی در زیر چتر این رهبر چه ها که نکردند و از رهبر خود سبقت گرفتند و خود را مافوق او تصور کردند و کشور را تا لبه پرتگاه بردند آره شهر دارن جبهه به دور از هر گونه جبهه گیری و جناح بندی و تعصب و محله گرایی شب ها که بچه ها به خواب می رفتند با اعتقاد و چشمی گریان کفش ها واکس می زدند و این کار را در زمره نماز شب خود می نوشتند آره شهر دارن جبهه با هر قیمتی کار نمی کردند | |||||
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:27 توسط احمد بافنده بیدگلی
|
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود