این پدر طوری عمل کنند که دشمننانش علی رغم دشمنی باز ماندنش را بر رفتنش تر جیح دهند

بی تفاوتی نسبت به این همه سرمایه مالی و جانی خود خیانت است

چوب لای چرخ گذاشتن و سبز کردن تسویه حساب های سیاسی و محلی و تحمیل بایسته ها خود نوعی ظلم است 

این شهر ستان پدری شایسته می خواهد نه بایسته

خدا بیامرزد حسن مشهودی

وقتی به من می رسید

می گفت:

احمد

پیچ هشت مهره هشت می خواهد 

که تا آخر پیچیده و خوب سفت شود نه جوشکاری بخواهد نه روغن کاری نه آچاری مخصوص

شهر ما مهره خودش را می خواهد 

که با این همه ثروت خدا دای آرامش اداری و اجتماعی و روانی و خانوادگی  را برای شهر تامین کند 

عاملی باشد تا امید به زندگی در شهر ما  به بالاترین زمان خود برسد