اگر این شهر برای آرامش خود سیخه نشین داشته باشد

سیخه اتاقک هایی که در اطراف شهر در دشت ها ایجاد شده و  بعضا شهر وندان مخصوصا جوانان  به  به علت نداشتن مراکز  تفریحی و ورزشی مثل سینما . استخر شنا .زمین های ورزشی . فرهنگ سرا .فضای سبز مناسب و کافی و.... شب ها اوقات فراغت را چه به صورت جمع مجردی یا جمع خانوادگی سپری می کنند )

و بعد

اگر این شهر بذهکار و معتاد و فحشا  داشته باشد

 پدر چه جوابی برای گفتن دارد

کم کار و بی توجهی و بی برنامه ریزی و عدم تعهد به پستی که قبول کرده است  

یا

توپ را در زمین این بد بخت ها انداختن

شهر ما پدری می خواهد که این مال و املاک و افتخار را انسجام بخشد 

سازماندهی کند دفتر معین و دفتر کل برایش تعریف کند و هرزچند گاهی تراز مالی بگیرد

شهر بدون فرماندار یا با فرماندار بر اساس یک پار چه گی اجتماعی و اعتقادی گردش رو تین خود ربه صورت کج دار و مریز دارد 

این بهترین نشان از وحدت و همدلی بین مردم است

این شهر  پدری می خواهد که که پدر گریش را مردم حس کنند نه این که سایه اش را بالای سر خود ببینند

یخ کرده و بی حس و محافظه کار و بی جنب و جوش و دهن بین

کلاهش را قاضی کند و

تهدید ها را به فرصت تبدیل کند و از فرصت ها تا لکه آخر روغنش را بکشد

آقای نامجو معلم کلاس پنجم من در سال 1355 می گفت:

(برای شادی روح آقای نامجو صلوات ایشان چند روز قبل مرحوم شدند )

کار کنید که دشمن شما را دوست داشته باشد