ده پست فر مانداران در ده قسمت در وبلاگ نوشته ام نظر یادت نره

 

 

1

فرماندار بومی؟

فرماتدار غیر بومی ؟

فر ماندار شایسته؟

فرماندار بایسته ؟

فرماندار آرانی؟

فر ماندار بیدگلی ؟

فرماندار نوش آبادی ؟

فر ماندار سفید شهری ؟

فرماندار ابوزید آبادی ؟

بالاخره روی این صندلی یک نفر باید بنشیند  بعنوان نماينده عالي دولت ،مسئوليت اجراي سياستهاي عمومي كشور در ارتباط با وزارتخانه ها، مؤسسات و شركتهاي دولتي و ساير دستگاههايي كه بنحوي از بودجه عمومي دولت استفاده مي نمايند. نهادهاي انقلاب اسلامي ، نيروهاي انتظامي ، شوراهاي اسلامي شهر و شهرداريها و مؤسسات عمومي غير دولتي را عهده دار خواهند بود. 
1: نيروهاي نظامي در چارچوب وظايفي كه در ارتباط با امنيت مناطق دارند، تحت نظارت استانداران(وفرمانداران) عمل خواهند كرد.
2: استاندار(وفرمانداران) بعنوان نماينده عالي دولت در برابر رئيس جمهور و هيأت وزيران مسئول بوده و بعنوان نماينده وزارت كشور مسئوليت اجراي وظايف و اختيارات آن وزارت در استان را عهده دار خواهد بود و در مقابل وزير كشور پاسخگوست
عموما انتخاب فرمانداران ، روسای ادارات مختلف  و حتی کارشناسان ادارات  به نحوی  سرعت روند توسعه شهرستان را از جنبه های محتلف سبب می شود

2

با اینکه به نظر می رسد در شهرها و استانهای دیگر ،اقتضائات سیاسی حاکم  بیشتردر تصمیم گیری ها مطرح بوده است ،در شهرستان آران وبیدگل ،این امر در سایه مسائل محلی قرار گرفته است.انتخابات شورا ها در دوره های مختلف  و نیز نماینده  فعلی مجلس دلیل محکمی بر این مدعاست.

با روی کار آمدن دولت تدبیرو امید ،مردم شهرستان هم ،مانند مردم سایر مناطق کشور ،خواستار ایجاد تغییرات در مدیریت فرمانداری  وبخشداری و ادارات مختلف مرتبط با دولت هستند 

البته منظور از تغییرات ،قاعدتا تغییر صرف افراد یا انتصاب نامها ،عنوانها و پسوند ها نیست بلکه تغییر  و انتصاب افرادی که به اهداف دولت برخاسته از مردم ، معتقد باشند و با ایمان آن را دنبال کنند.

و توسعه کل شهرستان ( مرکزی- بخش ها - روستا ها )را مورد توجه قرار دهد

برای آران برای بیدگل برای نوش آباد برای سفید شهر برای آبوزید اباد پدری عادل باشد

به زبان خو ومون فرق گذاشتن و با یک چشم نگاه کردن ( چشم دیگر را بستن ) به این پنج فرزند  باعث خواهد شد کاسه چه کنم چه کنم در دست و به دنبال کسی باشد که از او حمایت کند

وحدت را بین فرزندانش انگونه بر قرار کند که فرزندی بر فرزند دیگر فقط از روی شایستگی برتری داشته باشد

فرزندان خود را طوری به همدل کند که همه اقتدار پدر را خواسته باشند نه اینکه    ظا هرا بابا بابا کنند و از پشت خنجر بزنند

اگر نان پنیر است اگر جوجه کباب همه با هم سر یک سفره باشند بابای بازار خور  تک خور   بابای دهن بین و بابایی که اعتماد نفس ضعیفی داردنمی تواند سفره یکدلی در خانه خود پهن کند

بابای ناتنی دلی برای فر زندی که از خودش نیست نخواهد سوزاند

خیلی هنر کند وظیفه انسانی خود را عمل خواهد کرد

نا فرزندش را به روز نخواهد کرد اما منت نگهداری او را بر سرش خواهد گذاشت

3

 

از قدیم پدر ها فرزندان خود را طوری تربیت می کردنذ که بعد از خود وارث کسب و کار و سرمایه اش باشد به زبون امروزیها کادر سازی می کردند و می رفتند

اما ما بعد از هفت هشت سال هنوز دنبال نخود سیاه می گردیم

تا به حال  شهرستان مادو فر ماندار را را تجربه کرده است

گویی خدا وند آنها را عقیم از وارث خلقت کرده بوده است بعد از خود کسی را تربیت نکرده اند که دم و دستگاه را به آنها بشپارند و بروند

جریانات سیاسی شهر هم در این مورد به این بیماری واگی دار مبتلا شده بودند

آقای حسن روحانی در ماجرای عدم رای وزیر ورزش اعلام ظاهرا اعلام کرده بود که من تا 15 نفر را در آب پیاز خوابانده و آناده عرضه بودم

ما باید این تفکر را در مدیریت در سیاست در اقتصاد به عنوان یک ابزار کار در سیستم خودمان وارد کنیم

نه اینکه وقتی گرسنه شدیم حالا به دنبال نان بگردیم و وقتی سیر شدیم بی خیال از همه چیز به خواب خر گوشی برویم نه شام بعد از ناهار است شاید میهمان بیاید شاید بچه نا خداگاه سراغ نان بگیرد آدم عاقل در زندگی حال از گذشته درس می گیرد در حال زندگی می کند برای آینده برنامه ریزی می کند بنک دار است سرمایه کوچکی برای خود ذخیره می کند و....

پدری وقت پدر است که  هراز گاهی به فرزندان خود سر بزند و زن یا شوهر مناسب و شایسته برایشان دست و پا کند اکر زن و شوهر زیاد تر از حد تحمل از شرع و قانون و عرف  جاده خاکی دارد پشنوانه فرزند باشد تا طلاقی آرام بدون آبرو ریزی و بدون تجاوز به حقوق همدیگر اتفاق بیفتد ننشیند و سوختن فرزندش را ببیند و اگر کار های او را کنترل نکند و به واسطه این که بچه حالا که بزرگ شده ولش کن باعث می شود که یکباره آبروی چند ساله پدر به یکباره به هوا پر واز کنداگر گاهی که پدر تا نقطه 99 با فرزند رفت و فایده نداشت او را عاق می کند

شهر ما پدری می خواهدکه فرندان خلفش که چند ساله اخیر سر به هوا شده اند را رام کند اگر به اعتیاد مبتلا شده او را به کمپ ببرد و ترکش دهد باید این پدر برای شهر ما از جان مایه بگذارد 

قاعدتا برای از جان مایه گذاشتن باید از جان به جان باشد

غریبه کم پیدا می شود که برای غریبه از جان مایه بگذارد

4

بی انگیزگی و افسردگی و بی خیالی و بی تفاونی و کلمه ولش کن و تفکر اینکه کسی به کسی نیست و جمله کسی به تو گوشی نمی دهد و هر کس خر خود را هی می کند و نا حق و حساب ندی ول معطل هستی و ما که کردیم هیچ طوری نشد و حالا را به چسب فردا خدا بزرگه  لق لقه زبان مردم است و آفتی است که همراه ویروس های جدید الخلق جامعه مارا به قهقرا می برد 

 در چند ساله اخیر بایسته های نا شایسته مثل سنگ کلیه شاخه گوزنی در کلیه جامعه نفوذ کرده و حاضر به دفع شدن نیست محیط کلیه را برای خود محیطی امن برای خود سند زده است و جامعه از درد آن به خود می پیچد

گاهی فریاد این درد دامن خود و  فرزندان و اقوام این بایسته ها می گیرد اما

کسی که زیاد مار خورد افعی می شود و گاهی مار خود را هم می خورد

جامعه ما شهر ما نیاز به یک جراح دارد که این سنگ شاخه گوزنی را از به آرامی از کلیه شهر بیرون بیاورد و آرامش و امنیت اداری را دوباره به شهر باز گرداند 

قانون را بومی سازی کند توسط فرزتدان خود اجرا کند و چهار چشمی او را کنترل کند گاهی بیچاره ای بی کسی و مظلومی و نا آگاهی لب چفته کنترل چی گیر نکند و گزارش دروغش حق مظلوم را نابود و زالو صفتی بر پیکره جامعه دور از دید کنترل چی چه عمدا چه سهوا عشقی کند که نادر نکرد اینها  خودش اکبیر دارد که دست و پای پدر را می گیرد و جانعه را به تباهی می کشد

 

5

خانواده شهر ما  ثر وتمند و با ریشه هستیم

 

جاذبه های گردشگری

منطقه مرنجاب

و بند ریگ

و دریای نمک

و چاله های سنبک

 

و خانه های قدیمی بازارچه های دوست داشتنی حمام های عمومی که هنوز گرمایش را حس می کنی  با روح صداقت و دوستی و مردانگی و همدلی و ساده زیستی  نسل قبل

و مراکز مذهبی زیبا و با روح معنوی خاص

و آیین های مذهبی عاشورایی و قرانی با نظم و هنر وصف ناشدنی

و تولید کننده 1/3 فرش ایران

فرش دستباف منحصر به فرد جهانی

سوغات شهر ما همراه با صنایع دستی انحصاری 

تعداد زیاد نخبه و فرهیخته و باسواد آکادمیک نسبت به کل جمعیت  شهر از داراییهای شهر ماست

شهری زیبا و تمیز با مردمانی خونگرم و یک پارچه از لحاظ اعتقادات دینی و مذهبی و مهمان نوازو اقتصادی روان و کم بودن امار بیکاری از افتخارات ماست

آمار بالای وبلاگ 

وجود دو حوزه علمیه با تدریس تمام پایه های علمی

وجود 5 دانشگاه دولتی

سکونت حافظان و قاریان ممتاز  قران و نهج الباغه

سکونت هنر مندان عرصه موسیقی سنتی

شهر تاریخی نوش آباد با شهر زیر زمینی آن

شهرابوزید آباد با قطب کشاورزی آن

مجموعه سفید شهر 

از جمله ثر وتهای ماست

اما پراکنده مثل قلوه گوساله

 

6

اگر این شهر برای آرامش خود سیخه نشین داشته باشد

سیخه اتاقک هایی که در اطراف شهر در دشت ها ایجاد شده و  بعضا شهر وندان مخصوصا جوانان  به  به علت نداشتن مراکز  تفریحی و ورزشی مثل سینما . استخر شنا .زمین های ورزشی . فرهنگ سرا .فضای سبز مناسب و کافی و.... شب ها اوقات فراغت را چه به صورت جمع مجردی یا جمع خانوادگی سپری می کنند )

و بعد

اگر این شهر بذهکار و معتاد و فحشا  داشته باشد

 پدر چه جوابی برای گفتن دارد

کم کار و بی توجهی و بی برنامه ریزی و عدم تعهد به پستی که قبول کرده است  

یا

توپ را در زمین این بد بخت ها انداختن

شهر ما پدری می خواهد که این مال و املاک و افتخار را انسجام بخشد 

سازماندهی کند دفتر معین و دفتر کل برایش تعریف کند و هرزچند گاهی تراز مالی بگیرد

شهر بدون فرماندار یا با فرماندار بر اساس یک پار چه گی اجتماعی و اعتقادی گردش رو تین خود ربه صورت کج دار و مریز دارد 

این بهترین نشان از وحدت و همدلی بین مردم است

این شهر  پدری می خواهد که که پدر گریش را مردم حس کنند نه این که سایه اش را بالای سر خود ببینند

یخ کرده و بی حس و محافظه کار و بی جنب و جوش و دهن بین

کلاهش را قاضی کند و

تهدید ها را به فرصت تبدیل کند و از فرصت ها تا لکه آخر روغنش را بکشد

آقای نامجو معلم کلاس پنجم من در سال 1355 می گفت:

(برای شادی روح آقای نامجو صلوات ایشان چند روز قبل مرحوم شدند )

کار کنید که دشمن شما را دوست داشته باشد

 

7

ن پدر طوری عمل کنند که دشمننانش علی رغم دشمنی باز ماندنش را بر رفتنش تر جیح دهند

 

بی تفاوتی نسبت به این همه سرمایه مالی و جانی خود خیانت است

چوب لای چرخ گذاشتن و سبز کردن تسویه حساب های سیاسی و محلی و تحمیل بایسته ها خود نوعی ظلم است 

این شهر ستان پدری شایسته می خواهد نه بایسته

خدا بیامرزد حسن مشهودی

وقتی به من می رسید

می گفت:

احمد

پیچ هشت مهره هشت می خواهد 

که تا آخر پیچیده و خوب سفت شود نه جوشکاری بخواهد نه روغن کاری نه آچاری مخصوص

شهر ما مهره خودش را می خواهد 

که با این همه ثروت خدا دای آرامش اداری و اجتماعی و روانی و خانوادگی  را برای شهر تامین کند 

عاملی باشد تا امید به زندگی در شهر ما  به بالاترین زمان خود برسد

 

 

8

فرماندار نماینده مستقیم دولت و استاندار است

 

مردم او را دولت می شناسند

تخریب شود شخص تخریب شده است

اما اگر تخریب کند دولت را تخریب کرده است

پس سپردن شهر به دست این دایه شاید هزینه های جبران ناپذیر داشته باشد علی رغم اینکه می تواند محبوبیت دولت وقت را در شهر تثبیت کند یه به عکس

برای این مهم است که دولت پس از چهار سال می خواهد دوباره با ارائه گزارش از این مردم دوباره رای بگیرد

دولت را تمدید یا از دولت خدا حافظی کند

می خواهد در سطح پایین جامعه کار های خو درا به رخ مردم بکشد و بگوید من بهتر از دولت قبل بوده ام و مردم را در جایگاه مقایسه قرار دهد

سکون درجا زدن آمار دروغین استفاده ابزاریاز احساسات مردم همان واکنشی را به دنبال خواهد داشت که هم اکنون مردم نسبت به دولت قبل دارند

مردم پس از هر دولت تجربه یک دولت به تجربیاتشان اضافه می شود

مردم تشنه شعار و عمل جدید هستند نه تکراری و دمده شده قبل 

اگر این شهر به دست دایه ای سپرده شود که بعد متوجه شویم که نه تنها به اهداف دولت وقت نرسیده ایم و این اهداف در حد اقلی تحقق نیافته بلکه کل سرمایه مالی و انسانی و مردمی شهری از شهر ها را به باد داده ایم مجالی برای برگشت وجود نخواهد داشت

  گاهی اعتماد به نفس بالا و غرور افراطی و آمار های دروغین انسان را از همه چیز غافل می کند و  مخرب است 

مخرب است چون انسان را از از مشورت کردن با اهل فن از توجه کردن به دیگران توجه دقیق به گزارشات از باز دیده ای دوره ای از حضور بین مردم باز می دارد

وقتی متوجه می شویم که فقط خود را در صحنه می بینیم و خود را و حداکثر سایه خود را و پیله ای که به دور خود تنیده ایم

آن وقت زمانی است که باید موقعیت سیاسی و اغتقادی و مدیریتی و مردمی خود را دو دسته به رقیب واگذاریم و برویم

گرفتن موقعیت سیاسی و مدیریتی شبیه عملیات نظامی است که گاهی با یک یورش ساده گاهی با مدت ها مبارزه حاصل می شود

اما

مهمتر نگهداری از آن است

9

گرفتن وام از بانک حتی بانک خون نیاز به ضامن دارد

 

 چون روح درندگی و نامردی و بی چشم رویی و خفت و خاری در تار و پود جامعه تا انسان هایی که در کوتاه ترین زمان قبل انسانهایی شریف معتقد و در لابی آدمها قدم می زدندرسوخ کرده است و به مر تبه حیوانی نزول کرده اند اما در قالب انسان هایی 3در4

کمتر کسی پیدا می شود برای ضمانت  بانکی روی خوش به شما  نشان دهد

که بعدا نشنود که چشمت کور ضامن نمی شدی

اگر هم توی رو در بایستی گیر افتاد زنگی به رئیس بانک می زند و قبلا هماهنگی می کند که تا رئیس بانک هر دو شما ببیند با پوزه ای کج او را به ضمانت قبول نکند

در این مرحله هم ایشان خراب نشده و شما نسبت به ایشان بد بین نیستی و هم منتش بر سرت سنگینی می کند  و هم در آینده گوشش به مزخرفات شما بسته می ماند

ما برای اینکه به جمعی بگوییم که نظر شما برای ما مهم است و یا به مشورت های شما اهمیت می دهیم حضوری تلفنی هی با آن شخص تلقین می کنیم بدون اجازه شما آب خورده نخواهد شد یا با کلمات قلمبه تلمبه خود را با کلاس و هندوانه هایی زیر بغل طرف هی آب می دهیم 

اما

با تلفن به رئیس هماهنگی لازم برای عدم ضمانت وام بانکی انجام می شود

دو رویی و سیاست برخاسته از آن تا چند زمانی که دستمان رو شده باشد کار برد دارد یا اگر فقط فقط یک مورد باشد اما اگر تکرای شد

دیگر اثری ندارد

درستی و صداقت و مردانگی و توکل به خدا و روح انسانیت و آدمیت اگر با سیاست همراه باشد برای همیشه جواب می دهد

و گر نه

کاسه چکنم چه کنم در دست

به دنبال راه و چاره ای برای برون رفت از وضع ناجور ساخته شده توسط خود خواهیم گشت

 

10

ه نظر می رسد درست‌ترین راه برای مبنای قرار دادن کار در فرمانداری ایجاد وحدت و همدلی بین کل شهر وندان شهرستان است

و از این سیاست ایجاد وحدت و همدلی  می توان به رشد و توسعه همه جانبه کل شهرستان رسید.

در گذشته حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را چهار ستون یک نظام توصیف می‌کردند اما امروز در دنیا اینها در هم تنیده شده و خیلی نمی‌توان حوزه‌های آنها را از هم تفکیک کرد.

فرماندار باید نوجه داشته باشد که ساماندهی توسعه همه جابنه شهرستان را همچون ، رفاه شهر وندان افزایش تولید و اشتغالزایی  و امنیت اداری را بااو لویت وحدت و همدلی بین کل شهر وندان شهرستان بداند

اگر وحدت و همدلی می‌خواهد رونق پیدا کند باید فضا را برای این امر مهیا کرد، این مساله احتیاج دارد به اینکه در‌ها  برای حضور همه جانبه شهر وندان کل شهرستان در تصمیم گیری ها باز شود.

به نظر من این نگاه درستی است، پاشنه‌آشیل فرماندار وحدت باشد و آقای فرماندار بهتر است روی این موضوع متمرکز شود و به نظر من موفق هم خواهد بود،

اما برای ادامه روند حرکتی خود بحثی ظریف وجود دارد و آن اینکه همه گروهها را از کل شهرستان (آران - بیدگل - نوش آباد - سفید شهر - ابوزید آباد ) باید در کنار خود داشته باشد

.

بالاخره پاشنه‌آشیل فرماندار وحدت است، ااگر در این حوزه بتواند موفق شود می‌تواند درسایر حوزها هم موفق باشد

به همین دلیل شهر وندان نسبت به مسئله وحدت در قیاس با سالهای گذشته خیلی حساس‌تر شده اند،   همه درباره کوچکترین مسائل که لطمه به وحدت بزند حساسیت به خرج می‌دهند، بنابراین این حوزه می‌تواند حوزه رقابت‌های سیاسی و گروهی باشد.

. به نظر من جا هایی که گفت‌وگوها رسمی نیست. می تواند بهتربه واکاوی بعضی از مسائل به پر دازد و پس از پختگی در اختیار مسئولین رسمی قرار گیرد