ارائه چندين نوع غذا با رعايت سلسله مراتب در يك وعده غذايي؛ طبخ سريع و آسان، و اهميت به سلامت غذا و موادغذايي، ظروف غذا، تنوع و فراواني در طبخ و ارائه غذاها، از عوامل تأثيرگذار در گسترش آشپزي چيني است.

آشپزي چيني، به جز تأثير بسيار در آشپزي كشورهاي خاوري نظير تايلند، مالزي، سنگاپور و… حتي ژاپن و ساير كشورهاي منطقه توانسته به راستي سايه تسلط خود را بر پهنه پهناور كره زمين بگستراند

، رستوران هاي چيني را ما مي توانيم در تمامي كشورهاي جهان ببينيم، رستورانهاي چيني در برخي كشورها به دليل فراواني مراكز تأمين غذاي گرم ارزان قيمت، خوشمزه و سالم به شمار مي آيد، نظير كشورهاي اروپايي و يا آمريكا و يا در برخي از كشورها به عنوان غذايي لوكس يا گران شناخته شده است، نظير كشور ما و مراجعان خاصي نظير خارجيان مقيم، مسافراني از كشورهاي آسياي جنوب شرقي و خاوري و اروپايي و يا نخبگان و ثروتمندان وطني دارند.


در كشور مالزي به دليل نزديكي به چين و فراواني افراد چيني نژاد عرضه غذاي چيني در كنار غذاهاي مالايي كه آن هم از اين نوع غذا و غذاهاي هندي تأثيرپذيرفته است، جايگاه و ويژگي خاصي دارد.

در بسياري از رستوران ها، انواع و اقسام غذاها با قيمتي ارزان(حتي با مقايسه با ارزش پايين پولي ما) قابل دسترس براي عموم در همه جا حتي در مراكز استراحت گاهي بين‌راهي است.

در ماه مبارك رمضان، بازار غذا به راه مي افتد، كه خود جاذبه اي خاص براي مسلمانان و غيرمسلمانان به شمارمي آيد. در مالزي، غذا خاطره اي فراموش نشدني از انواع غذاها در ذهن هر گردشگر و مسافري مي گذارد.
غذاهاي تايلندي يا كره اي كه كم و بيش از آشپزي چيني تأثير پذيرفته اند، خود را به نوعي پذيرفتني به جامعه بومي و جهاني شناسانده اند و آشپزي ژاپني هم در اين زمره قرار مي گيرد. در تمامي اين كشورها از غذا، مي توان به عنوان «نوعي جاذبه سياحتي» ياد كرد.

آشپزي نوين كه مادر آشپزي اروپايي است توانسته در طي ساليان متمادي، تسلط خود را در اروپا و جهان حفظ كند، مغازه هاي پيتزافروشي را در تمامي دنيا به وفور مي توان مشاهده كرد. ماكاروني، پاستا و لازانيا و… نيز از اين جمله هستند.

به جز ايتاليا، فرانسه نيز توانسته در دنياي امروز خود را به عنوان مهد آشپزي پيشرفته و ممتاز دنيا معرفي كند، بطوري كه رستوران ها و آشپزهاي فرانسوي در جهان سرآمد شناخته مي‌شوند و همين عامل توانسته نقشي مؤثر در جذب تعداد بيشتري از گردشگران در اين كشور مهم توريست پذير جهان، داشته باشد.
آشپزي ايراني مادر آشپزي هندي، تركي و عربي(خاورميانه) و… به شمار مي آيد ولي در حال حاضر، اين فرزندان بر مادر خود پيشي گرفته اند و برخي از غذاهاي هندي، تركي و عربي، بسيار پرمصرفتر از غذاهاي ايراني در سطح دنيا به شمار مي آيد.

آشپزي ايراني حتي در داخل كشور نيز نتوانسته رشد و توسعه لازم را داشته باشد، و روز به روز دچار پس رفت بوده است. كشور ما با داشتن مناطق و فرهنگ هاي گوناگون و غني كه هركدام در جاي خود انواع پيش غذا، آش، مكمل غذا، غذاي اصلي دسر و شيريني را دارند، بطوري كه در حدود 2200 نوع غذا و 109 نوشيدني و انواع شيريني و نان در سطح كشور شناسايي شده است.

رستورانهاي كبابي

در رستوران هاي ما فقط چند نوع كباب و برنج عرضه مي شود و اين فهرست غذايي در تمامي رستوران ها در سطح كشور بااندكي تفاوت در بعد كمي و كيفي، ثابت است، حتي در رستوران‌هاي سنتي در كنار اين نوع غذاها، فقط آبگوشت ويا حليم بادمجان به عنوان نمادغذاي سنتي ايراني، معرفي و عرضه مي شود.

آشپزي خانگي ما هم باوجود برخورداري از تنوع و گوناگوني بيشتر، خود را به عنوان روشي سخت با طبخي طويل مدت و تخصصي مطرح مي كند كه در خانواده هاي شهرنشين به علت گرفتاري ها و مسؤوليت هاي بسيار، كم كم جاي خود را به آشپزي سريع پخت و وارداتي غربي مي دهد و اين يك ضايعه اسفناك براي فرهنگ و هويت ما است


در پرسشنامه هاي ارزيابي گردشگران خارجي بازديدكننده از ايران، هميشه شكوه و گلايه‌هايي از نوع غذاي صرف شده در طول سفر ديده مي شود، زيرا براي گردشگري كه در روز حداقل دو وعده و در عرض يك هفته حدود 14 بار مجبور به استفاده از يك فهرست غذايي ثابت و هميشگي و تكراري است، خستگي، ملالت و دل زدگي بسيار به بارخواهدآمد.   

متأسفانه كسي هم در اين باره خود را مسؤول نمي داند، جشنواره هاي غذا با اهدافي نظير بهبود شرايط غذايي ما، برگزارمي شود ولي درنهايت به ارائه انواع تنقلات، كالباس و سوسيس و پيتزا و… مي پردازد.

به نظرمي رسد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بتواند در اين راستا پيشقدم شده و نقش متولي را برعهده گيرد و با همكاري اتحاديه رستوران داران و متوليان فرهنگ عمومي كشور (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالي، مراكز آموزشي وابسته و تمامي متوليان عرضه و توزيع موادغذايي)، به معرفي و بهبود شرايط غذايي ما بپردازد.

غذا در هر كشور بايد به عنوان يك نمادفرهنگي با پيشينه تاريخي موجب مباهات و جذب ساير فرهنگ ها باشد و اهميت ديرينه خود را بازيابد.

غذاي ما بايد تنوع بيشتر يابد و سلسله مراتب خودرا حفظ كند طوري كه در هر برنامه غذايي حداقل سه نوع غذا و پيش غذا ، غذاي اصلي به همراه مكمل ها و دسر جاي داشته باشد. (در آشپزي چيني در برخي از موارد حتي 7ـ8 نوع غذاي مختلف در يك وعده غذايي عرضه مي شود) بايد حجم مصرفي غذاي ماكمتر شود، استفاده از حجم بسيار زياد بويژه انواع پلو، بسيار محدود و كم كم جاي خود را به استفاده از حجم مناسب و به اندازه مورد نياز غذا بدهد.

با حفظ ماهيت اصلي، تغييراتي در روش طبخ و كاهش زمان تهيه غذا صورت گيرد، خدمات (سرويس دهي) در هنگام عرضه غذا بايد تحول اساسي يابد،

ارائه غذاي بوفه در رستوران هاي كشور معمول شود، بطوري كه فرد مراجعه كننده بتواند در هر بار مراجعه، از چندين نوع غذاي متنوع، در حجمي به اندازه دلخواه، استفاده كند.

در ارائه، تزئينات و آرايش غذا، كه در جذب بيشتر مخاطب و ايجاد انگيزه بيشتر مؤثر است، تغييراتي ايجاد شود، تمامي اين تمهيدات علاوه بر بهبود شرايط غذايي ما، افراد را به استفاده از انواع غذاي مناسب و متنوع (به علت فراواني با قيمتي ارزان تر) در بيرون سوق خواهددادو موجب كاهش زحمت و استفاده بيشتر و بهتر از وقت و فرصت در خانواده ها و ارتقاي بهره وري كاري و اجرايي در سطح كشور خواهدشد.

همين عوامل در كشورهاي جنوب شرقي آسيا نظير مالزي، چين، تايلند، اندونزي وباعث شده است، بيشتر افراد جهت سروغذاي خود (هر سه وعده اصلي غذايي) به مراكز عرضه و ارائه غذاي گرم و سرد مراجعه كنند. در بسياري از خيابان هاي اين كشورها در يك مجتمع به صورت غرفه اي ويا توسط دستفروشان انواع غذا به صورت بوفه و بعضا با طبخي سريع طبق خواسته متقاضيان بطوري كه قابل مشاهده هستند، عرضه مي شود.