شهرستان آران و بيدگل

شهرستان آران و بيدگل

آران.jpg

جمعيت در سرشـماري 85

برآورد جمعيت در سال 89

شهري

روستايي

كل

76635

13857

90492

95359

 

 

آران و بيدگل، چون گنجي آرميده بر کرانه كويري مركزي ايران داراي پيشينه اي درخشان و تاريخي شكوهمند است. با آنكه طبيعت، قباي سبزش را از پهنه اين سامان به در افكنده است؛ طبيعت و سرشت مردمانش كه جوهرهاخلاص و صداقت دارد ، سبزينهي ديگر آفريده است. هرچند از رود خروشان در اين كوير تفتيده خبري نيست تا تشنه كامان را سيراب سازد، ولي درياي صفا و محبت كويريان امواجي از احسان و نجابت را پيشكش مشتاقان ميكند. در سپهر گستره كوير، ستارگان درخشاني از صالحان و عالمان و انديشمندان، افق جانها را مالامال از نور و روشنايي كردهاند و هم آنان درس يكرنگي و صميميت را به كويرنشينان آموخته اند.

آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل ميتوان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني سيلك (كه تمدن 7 هزار ساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون آباديهاي كوچك به صورت قلعه و حصار پديد آمده که به منطقه وسيعي به نام «چهل حصاران» شهرت يافت و سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد.

اصل واژه «آران» از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معناي جايگاه مقدس و مكان گرمسير و « بيدگل » تغيير يافته بي بي گل، ويگل و بي گل ميباشد.
زبان مردم اين شهر فارسي رايج اما داراي لهجه
هاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار مي
رود.
بافت قديمي شهر آران و بيدگل نيز مانند ديگر شهرهاي قديمي ايران، داراي برج و... و حصاربندي معتبر و جدا از هم بوده است.
هر يك از اين دو منطقه چندين دروازه و محله داشته و هر يك از دروازه
ها داراي دربهاي بزرگ و محكم بوده كه شبها بسته ميشده است. در سرتاسر ديوار و باروي شهر كه ارتفاع آن به 6متر ميرسيده چندين برج به ارتفاع 8 الي 9 متر قرار داشت كه اهالي به هنگام حمله دشمن از آنان به عنوان سد دفاعي استفاده ميكرده اند.

در مجاورت هر دروازه آبانبار و سقاخانه نيز وجود داشت.دروازهها توسط گذرگاه هاي اصلي و فرعي و راستهها به مركز محله (كه مسجد، حسينيه، آبانبار در آن واقع بود) منتهي ميشد.

در هر خانه، يك يا چند خانوار كه اغلب فاميل و از بستگان همديگر بودند، به صورت انفرادي يا به شكل جمعي زندگي ميكردند و از امكانات مشترك بهره ميبردند.

آران و بیدگل، در نهضت 15خرداد 1342 و پس از آن در قيام 19 دي ماه 1356 و سپس درجنگ تحميلي با نثار 720 شهید، رتبه نخست ایثار گری را در کشور از آن خود کرد و پس از سال های دفاع مقدس در حفظ و حراست از دستآوردهاي انقلاب و حضور فعال در انتخابات متعدد کارنامه درخشانی از فعالیتهای سیاسی اجتماعی از خودارایه نمود که به پاس این همه خدمات در مردادماه 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران جمهوري اسلامي ايران، بخش آران از شهرستان كاشان جدا وبه عنوان شهرستان آران و بيدگل در تقسیمات کشوری شناخته شد.

در اعماق و سطح زمين هاي نواحي شمال اين شهرستان ، معادن غني و فراواني وجود دارد که مهمترين آنهاحوزه هاي وسيع و دست نخورده نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع به عنوانبزرگترين و بهترين منبع ذخيره نمک آبي ( خوراکي و صنعتي) و ترکيبات منيزيم مي باشدکه مورد استفاده قرار گرفته و در حاشيه آن ، معادن خاک رس مرغوب ، کائولن ، سولفاتسديم ، سيليس ، باريت و خاک هاي صنعتي وجود دارد که در صنايع نسوز و سراميک سازي ،شيشه ، ريخته گري ، مواد شوينده ، آلياژها و صنعت پزشکي در داخل و خارج کشور کاربردفراوان دارد.

معادن فولاد و نفت ‏، همچنين معادن شن و ماسه نرم اين شهرستان در حال بهره برداري است .

پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.

سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.

 

 

مشاهير آران و بيدگل

وجود شخصيتهاي علمي، فرهنگي و ادبي آران و بيدگل شاخصه مهمي در بازيافت پيشينه فرهنگي اين شهر است كه برپايي حوزههاي درس، تربيت و پرورش انديشههاي ديني و مراودت و معاشرت عالمان اين شهر با بزرگان عصر خود موجب فراهم شدن فضايي معنوي و بستري مناسب براي رشد و شكوفايي انديشه و استعداد طالبان معرفت بوده است.

از بزرگان و معاريف علوم ديني وادبي كه آثار و تأليفاتي از آنان به جا مانده است ميتوان به ملا غلامرضا آراني، ملا محمد جعفر بيدگلي، آيت الله عاملي و ملا محمود فاضل بيدگلي، اديب بيضايي آراني، ملا سليمان صباحي بيدگلي، نظام وفا و واصف بيدگلي نام برد.

در بيان استعدادها و پشتكارهاي علمي و فرهنگي جوانان اين شهر همين بس كه علامه دهخدا در لغتنامه خود ضريب هوشي بالا را از ويژگي مردم اين شهر ذكر كرده است.كه وجود بيش از 5 هزار دانشجو و فارغالتحصيل گواه اين نكته است.

موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن

شهر آران و بيدگل با طول جغرافيايي 51 درجه و 29 و عرض جغرافيايي 34 درجه و 14 دقيقه شمالي از طرف شمال به واسطه يک کوير شن زار به دشت کاشان مي رسد و در اثر هجوم شنهاي روان به سوي اين شهر و محدود شدن اراضي کشاورزي و عدم استافده از منابع طبيعي موجود آهنگ رشد اين شهر همچنان بطئي باقي مانده است.

اين شهر با حدود 900 هکتار مساحت و بالغ بر پنجاه هزار نفر جمعيت از توسعه دو روستا به نام آران و ديگري بيدگل در زمينهاي کشاورزي کاشان بوجود آمده است که شبکه ارتباطي ( راه آران و بيدگل — کاشان ) توسعه خطي آن را به سمت جنوب و جنوب غربي تشديد نموده است.

ارتفاع اين شهر از سطح دريا بين 898 تا 917 متر در نوسان است که ارتفاع متوسط از سطح دريا در حدود 912 متر مي باشد . هر چه از شمال و غرب به سمت جنوب و شرق برويم به ارتفاع زمين افزوده مي شود بنابراين شيب عمومي منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که اين امر به دليل وجود چاله نمک ( درياچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ريگ در سمت مشرق شهر است. اصولا در شهر آران و بيدگل شيبهاي موثري مانند بقيه شهرهاي ايران وجود ندارد تا از نظر ايجاد تاسيسات شهري موانعي را بوجود بياورد.

تپه ماهورهايي در اطراف و يا بافت شهر وجود دارد از جمله اين تپه ماهورها تپه هاي موسوم به وشاد است که در شمال غرب شهر در مجاورت محله وشاد قديم و در حال حاضر چسبيده به محله عباس آباد قرار دارد حداکثر ارتفاع اين تپه ها حدود 6 متر از زمينهاي اطراف است.

تپه ماهورهاي شمال بيدگل معروف به حامدآباد با حداکثر ارتفاع 4 متر از زمينهاي اطراف در جنوب شرق بيدگل و نيز تپه ماهورهايي در مجاورت جاده قديم وجود دارد که حداکثر داراي 3 متر اختلاف از زمينهاي اطراف خود مي باشند.

علاوه بر تپه ماهورهاي فوق در حاشيه شهر تپه ماهورهاي منفرد و پراکننده ديگر در گوشه و کنار يافت مي شود که به علت توسعه شهر تپه ها برداشته شده اند و يا ارتفاع قابل ملاحظه اي نداشته اند. مهمترين عارضه تپه ماهوري مهم که بر روي بافت و سيماي شهر تاثير گذاشته در ميانه بخش جنوبي شهر آران موسوم به آبگاه است که حداکثر ارتفاع آن نسبت به اراضي اطراف حدود 11 متر مي باشد که طول و عرض تقريبي 600 متر مربع را در بر گرفته و شهر از دو طرف اين تپه ماهورها به گسترش خود ادامه داده است که در حال حاضر شهر آنها را احاطه کرده و به دليل بالا رفتن قيمت اراضي در برخي مواقع منهدم شده و زير ساخت و ساز رفته اند و با بخش اعظم آنها به احداث پارک اداري اختصاص يافته اند.

به علت موقعيت دشتي شهرستان ارتفاع قابل ملاحظه اي در سطح شهر و کل شهرستان ديده نمي شود حداقل ارتفاع در اين شهرستان حدود 765 متر در حاشيه درياچه نمك و حداکثر ارتفاع توده گدازهاي معروف به کلنگ علامتدار در فاصله 33 کيلومتري شمال شرقي شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح آبهاي آزاد مي باشد اين توده آتشفشاني در متهي اليه شمال شرقي ( بندريگ) توسط تپه هاي شني محصور گرديده است. اما ارتفاع متوسط از سطح دريا در شهر همان 912 متر مي باشد.

توده گدازه اي مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کيلومتري شمال شرق واقع در درياچه نمک مي باشد که ارتفاع آن توده آتشفشاني از سطح دريا ي آزاد 808 متر است. علاوه بر آن تپه هاي ماسه اي به صورت نواري از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشيده شده اند که طول آن 120 کيلومتر و عرض آن حدود 25 کيلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر ( متوسط ارتفاع حدود 1000 متر ) در نوسان است که 21 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلي به آن بندريگ مي گويند.

ارتفاعات منفصل ديگري در سطح شهرستان و جود دارند از جمله توده کوهستاني يخاب با ارتفاع 2388 متر در 60 کيلومتر شرق شهر و کوه ( آبريزان ) در حدود 60 کيلومتري شمال شرق شهر وجود دارند به علاوه پيشکوههاي سلسله جبال زاگرس موسوم به کوههاي کرکس در حدود 20 کيلومتري جنوب و غرب شهر قرار دارد و به طول کلي شهرستان آران و بيدگل را مي توان از نظر خصوصيات عمومي توپوگرافي به سه بخش تقسيم نمود :

1- بخش شمالي : اين بخش از تپه هاي ماسه اي بهم چسبيده تشکيل گرديده و شيب آن بين 5 تا 40 درصد تغيير در منتهي اليه کوير و در مجاورت نوار بند ريگ قرار دارد.

2- بخش شمال شرقي و شمال غربي : اختلاف ارتفاع در اين بخش که تشکيل شده است از تپه هاي ماسه اي متفرق به اندازه ها و جهات مختلف کم و شيب عمومي منطقه ملايم است .

3- بخش جنوبي و مرکزي: در اين بخش تپه هاي ماسه اي در منطقه به ويژه در قسمت مرکزي کمتر ديده مي شود. اين بخش داراي شيب ملايمي مي باشد.

4- منابع طبيعي ( جنلگها ، مراتع ، معادن )

وجه تسميه و زبان و مذهب

وجه تسمیه:

اسامي "آران"، "آرو"، "آرُ" ، "بيدگل" و "وِگل" نامهاي رسمي و محلي اين منطقه است . درباره سبب اين دو نامگذاري نظريات متعددي ابراز شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.
کلمه "آران" به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... آمده و اصل آن از "آرين" (نام ديگر قوم آريا يا "ايريا") بوده و "بيدگل" به معناي مکان بي گل يا از کلمه "بي بي گل" يا "ويگل و بي گل" گرفته شده است.

شنيدم که آران از آن نام جست که بد مرکز آريا از نخست

وز آن نام بردار آراني است که خود ز اولين قوم ايراني است

همچنین درباره نامگذاري آران چنين آمده است:

"... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولي باني اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قريه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاري نموده باشد و به اسم خود مسمي کرده باشد، يعني دشت آران."

نژاد و زبان:

مردم بومي اين شهرستان از نژاد اصلي آريايي اند. مردمي خوش صورت، نيک سيرت ، با استعداد و پرکارند.
زبان اهالي آران و بيدگل ، فارسي رايج ولي داراي لهجه هاي متفاوتي هستند.زبان محلي اين منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهي» مي گويند از زبانهاي پهلوي قديم است که تا اين زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهاي حاشيه کوير(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رايج است و با زبانهاي ديگر ايراني چون ترکي ، لري، کردي و مازندراني وجوه مشابهي دارد.
به طور کلي گويشهاي پهنه کاشان ، خواه روستاهاي درون کوهساران و خواه آباديهاي گسترده در کوير و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوري و آوايي اهميت خاصي دارد. در سالهاي اخير تحقيقات پراکنده اي درباره گويش آران و بيدگل صورت گرفته که مفصل ترين آن در زمينه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلي، کتاب « زبان کوير » تاليف عباس عليجان زاده است.

دين و آيين:

درباره دين و آيين مردم آران و بيدگل در دورانهاي قبل از اسلام خبر و اثري نيست ولي آثار باقيمانده از آتشکده هاي نياسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهاي ساخته شده به شيوه آيين زرتشتي که در بعضي نقاط آران بر اثر گودبرداري نمايان گرديده، دليل اين مدعاست که مردم اين منطقه قبل از اسلام داراي آيين زرتشتي بوده اند.
با طلوع خورشيد اسلام و فتح نواحي غرب و مرکز ايران به دست سپاهيان اسلام، شهرهاي قم، ري کاشان در زمره اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويدند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيدند، چون روح اسلام واقعي را نزد آنان يافتند و ازآنها نيز پيروي نمودند.
قرار گرفتن آران و بيدگل در ميان شهر هاي ري ، قم و کاشان و ارتباط اين ديار با شهر هاي ياد شده و نيز مهاجرت سادات و علويان از حجاز و عراق به ايران و اقامت در اين مرکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاههاي آنان در اين شهر و ابراز علاقه و ارادتهاي خالصانه اهالي، از نشانه هاي بارز و آشکار گرايش به اسلام محمدي و تشييع علوي و مذهب جعفري بوده است.

اخلاق و آداب:
ساکنان کوير به طور عموم و مردم اين شهرستان بالخصوص ، مردماني مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جويند.
روابط خانوادگي با ازدواج تداوم پيدا مي کند . ميانگين سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگي مي کنند و به قول استاد نظام وفا:
زن و مرد آن پاک و پاکيزه دل به يکديگر از جان و دل متصل
دل هر يک از مهر گنجينه اي فروزان تر از پاک آئينه اي
در اداره امور خانه تشريک مساعي دارند و اغلب از طريق قاليبافي ، توانايي مالي خانه را افزايش مي دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام مي گذارند و آنها را مايه خير و برکت مي دانند و چنانچه اختلافي پيش آيد، بزرگ خاندان را به عنوان قاضي و حکم انتخاب کرده، راي او را مي پذيرند.
روابط بين همسايگان در همه اوقات به گونه اي است که در رفع حوايج يکديگر بر مي آيند. خوراک مردم، بيشتر از غذاهاي سنتي ، آبگوشت، و از ميوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بيشتر پيراهن بي يقه و زير شلواري مشکي و پوشش رسمي زنان چادر بوده است. در بيماري هاي ساده از گياهان دارويي و در بيماريهاي سخت علاوه بر مداواي پزشکي، اغلب به دعا، نذر و توسل روي مي آورند.
اهالي اين سامان به کارهاي عام المنفعه توجه خاصي دارند و هر کس سعي دارد تا در کارهاي خير به نوعي شريک باشد. رسم نيکوي نذر براي رفع گرفتاريها و شفاي بيماران و امثال آن به صورت ذبح حيوان و توزيع گوشت آن بين مستمندان، پرداخت پول براي هزينه هاي مساجد و تکايا ، تقديم پول به ضريح امامزاده ها، پختن آش حسين ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزيع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پاي بوسي آستان مقدس امام رضا(ع) يا امامزاده هاي حومه تحقق مي يابد.
سنت وقف نيز بصورت عام و خاص جريان دارد و نيکوکاران با وقف بخشي از املاک يا مزارع و اموال خود ، اصل يا درآمد هاي بدست آمده از آن را صرف احياي آثار و مراسم ديني يا تهيه لوازم و اسباب مورد نياز مساجد، حسينيه ها، و بقاع متبرک مي کنند.
عزاداري به صورت روضه خواني ، حرکت دسته ها و هيئتهاي سينه زني ، زنجير زني، سنج زني، تعزيه و شبيه خواني و اطعام سوگواران در ماههاي محرم و صفر و ايام شهادت حضرت علي و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بيشتر برگزار مي گردد.
حضور در زيارتگاهها و بقعه ها که عالي ترين مراکز بروز عواطف انساني و احساسات ملکوتي و ارتباط قلبي با خداوند متعال مي باشند ، همچنين حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهاي مذهبي و ملي( اعياد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . به طور خلاصه در تمامي روابط فردي و خانوادگي و اجتماعي ، انگيزه مذهبي حاکم و محسوس است.