چهارم محرم شد
روز چهارم محرم: حر و طفلان زينب

در روز چهارم محرم الحرام، عبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه جمع کرد و خود بر منبر رفت و گفت: ای مردم شما آل سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکوست، و به زیر دستان احسان میکند و عطایای او بهجاست و پدرش نیز چنین بود و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت کنم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم. این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.
سپس از منبر پایین آمد و برای مردم شام نیز عطایایی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کردند و حصین بن تمیم و حجار بن ابجر و شیث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا فرستاد تا عمر بن سعد را در جنگ با حضرت سيد الشهدا عليه السلام کمک کنند.
پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا، شمر بن ذی الجوشن اولین فردی بود که با چهار هزار نفر سپاهی آزموده برای جنگ با امام حسین علیه السلام اعلام آمادگی کرد
به دنبال آن ۱۳ هزار نفر در قالب ۴ گروه كه عبارت بودند از:
۱. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
۲. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
۳. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
۴. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.
بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.
در تعداد کل لشکریانی که به همراه عمر بن سعد در کربلا حضور پیدا کردند تا با امام حسین علیه السلام بجنگند، اختلاف است ولی نکتهای که نباید فراموش کرد، این است که تعداد نظامیان جیرهخواری که از حکومت وقت، حقوق و لباس و سلاح و لوازم جنگی دریافت میکردند، 30 هزار نفر بوده است.
شب و روز چهارم محرم، برای بزرگداشت حر بن ریاحی نامگذاری شده است.
بزرگمردی که دل از اسارت برید و آزاده شد. روایت های تاریخی درباره چگونگی
پیوستن او به کاروان عاشوراییان از کتاب "منتهی الامال" تألیف حاج شیخ عباس
قمی را اینجا بخوانید.
مرتبط
در بیدگل :
شب چهارم محرم
هیات اباالفضلی (دولاب)
هیات نوجوانان( فخارخانه)
هیات سجادیه(بلوارامام)
مو ضوعات این وبلاگ دفترچه شخصی من است برگهایی از تاریخ عمر من است عمری که در شهرستان آران و بیدگل با مردمان آن سپری کرده ام نترس و من را از هر قصد و نیتی و فکری و خطی و حزبی نقد کن آنگاه زمانیست که لبخند تشکر هدیه من خواهد بود