من دبیر آموزش و پر ورش هستم 20 سال سابقه تدریس دارم در طول این 20 سال روند ثابتی را در اداره آموزش و پر ورش ندیدم هر وزیر که می آمد برای خود طرحی داشت و روشی و منت گذاری و آخر   خدا حافظ

حاجی را کجا دیدی مکه 

 آموزش و پرورش و بهداشت دو محلی است که می تواند موجب رشد و ترقی و ایجاد آرامش و آسایش در جامعه شود و بر عکس  سلامت روح و سلامت جسم که متاسفانه ما از هر دو محرو م هستیم

آری اگر خود را با کشور های بد بخت تر خود بسنجیم  شاید جلو تر باشیم اما چرا خود را با بهترین ها از لحاظ سلامت روح و سلامت جسم مقایسه نمی کنیم بماند 

به نظر شخصی من آموزش و پرورش ما  در طول 33 سال دچار استحاله شده و می شود اگر چند که همه را کارشناسی عنوان می کنند

40 سال کارشناسان گفتند که فرزند کمتر زندگی بهتر اما اخیر رهبری علنی اعلام کردند ما در این مورد اشتباه کردیم

 کارشناسان اشتباه نکردند چون برنامه استحاله جمعیت را در طول 50 سال  کشور های استعمار گر برای کشور ما  برنامه ریزی کرده بودند اشتباه ما کردیم که خود را الت دست این کارشناسان قرار داده بودیم

اشتباهی که قابل جبران نیست محدودیت های تربیتی و اقتصادی  و فرهنگی امکان زیاد کردن بچه را به خانواده ها نمی دهد

در آینده نزدیک آمار جمعیت اهل تسنن از اهل تشیع در ایران بیشتر  خواهد شد و .....

هوشیاری رهبر معظم انقلا ب اب سردی بود بر این اتش

  به نظر می رسد استحاله در اموزش و پرورش  از زمانی شروع شد که

1- استحاله از زمانی شروع شد که تنبیه بدنی را  با برنامه ریزی  شده و موزیانه اول به صورت وحشیانه وارد مدارس کردند  و بعد  بواسطه اراجیف بر گرفته شده از روانشناسان خارجی مسیحی و یهودی که از مزاج خودشان برای ما طبابت می کردند  آن را ممنوع کردند دانشمندانی که تحت اداب و رسوم غرب و اعتقادات مسیح و یهود پرورش یافته و برای ما مسلمانان خط و نشان رسم می کرذند   ازقران و نهج البلاغه و احادیث و روایات عبور کرده ایم و سخنان انها را حجت دانسته ایم

ما  دو کلاس در یک مدرسه نمی توانیم با یک رویکرد مشترک اداره کنیم چگونه خواهیم توانست تربیت غرب را در شرق اعمال کنیم

ما در قران هم تنبیه داریم و تشویق هم جهنم داریم و هم بهشت

اما با حساب و کتاب

2-استحاله از زمانی شروع شد که نوبت های امتحانی را در مدارس زیاد کردند و دانش اموز به امید اینکه عاقبت قبول خواهد شد از بیت المال استفاده کرده و فردی بی خاصیت با نمره 10 تربیت و خارج می شود

3-استحاله از زمانی شروع شد که فردی که 12 سال در رشته ریاضی - تجربی - انسانی درس می خواند با فردی که با یک امتحان مهارت و پاس کردن 6 واحد درسی برابر می شود یا با دادن یک امتحان جامع برابر می شود

و در اخر از لحاظ استخدامی در دستگاه دولت یکسان تصور می شودو گاها از شانس قبولی بیشتر برخور دار می شوند و وترد سیستم اداری دولت می شوند و شروع مکافات 

4-استحاله از زمانی شروع شد که استحاله زمانی وارد شد که آموزش عملیاتی در مدارس ما بی توجه شد و به حفظیات توجه بیشتر شد 

5- استحاله از زمانی شروع شد که افراد باز نشسته و افرادی که توانایی تدریس در کلاس ها را ندارند افرادی که انگیزه ندارند چون استخدام رسمی بودند و خاری در گلو بر مسئولیت مدارس و گاها واحد های اداره اموزش و پرورش گماده شدند

6-استحاله از زمانی شروع شد که زمانی که کارگاه و آزمایشگاه در مدارس  توسط مدیران وبال گردن تصور شد  و هزینه های جاری ان را خرج موارد مورد نظر مدیر شد

7-استحاله از زمانی شروع شد که برای پز دادن به مجامع بین المللی در فکر بالا بردن درصد قبولی مدارس شدیم و با نمره دادن های بی خودی و امتحانات تکراری و آسان همراه با تقلب و کیفی سازی نمرات  فقط امار قبولی را بالا بردیم و جای خربزه کلوخ گذاشتیم

8-استحاله از زمانی شروع شد که ما برای جذب نیرو برای تربیت و اموزش و پرورش نسل اینده از تربیت معلم رو به جذب نیرو هایی با مدرک غیر مرتبط شدیم

9-استحاله از زمانی شروع شد که  معلمان مدارس ابتدایی ما باید مدرک دیپلم و راهنمایی باید مدرک فوق دیپلم و متوسطه باید  مدرک لیسانس داشته باشند

ما دانش آموزان را در پایه های اصلی ضعیف پرورش داده و به پایه های بالاتر می فرستیم و توقع داریم در پایه چهارم دبیرستان انگلیسی یا عربی یا فارسی را خوب بلد باشد پشت کنکور نماند و......

چون ما مبنای آموزش را در ابتدایی بر روی آب بنا کرده بودیم

10-استحاله از زمانی شروع شد که خروجی های ما از ابتدایی که حساس ترین مقطع اموزشی هست کم سواد وارد مقطع راهنمایی می شود و بد تر از ان نمره حذف و جای ان را ارزشیابی توصیفی می گیرد

در مقطع راهنمایی به جای راهنمایی آموزش داده می شود و در مقطع متوسطه بی انگیزگی و دلسردی در او نهادینه می شود واز آموزش بیگانه می گردد