یوز پلنگ وقتی بچه‌هایش بزرگ می‌شوند، اگر زورش نرسد قلمروی قدیمی‌اش را ترک می‌کند، یعنی اصلا اهل مقاومت نیست. دو توله نر می‌تواند یک یوز مادر را به راحتی از صحنه به در کنند یوزپلنگ واقعا ترسو است و به دلیل این ترس و در عین حال بی‌توجهی مردم و شکارچیان به این قاعده ذاتی، یوز شکار شده و زیستگاهش اشغال و امروز در آستانه انقراض است یوزپلنگ بسیار حساس و شکننده است. با کوچک‌ترین حرکت غیرطبیعی دیوانه می‌شود در حالی که قوی‌ترین شکارچی است. راندمان شکار یوز در میان همه شکارچی‌ها بالاترین است. به همین دلیل خیلی کنجکاو و حساس است. اگر تحریک شود بسیار ناراحت می‌شود و نمی‌تواند وضعیت را درک کند و با استرس مشکل پیدا می‌کند ممکن است تعبیر«پف‌یوز» تاکنون اشتباه بوده باشد و چون پیشینه زبانی خیلی از عبارات را حتی گاهی زبان‌شناسان هم نمی‌دانند، این داستان به تدریج محو یا کمرنگ شده باشد و امروز در زبان فارسی به عنوان یک دشنام استفاده می‌شود . دیوس  به انسان بی غیرتی اطلاق می شود که مانندخوکها از دیدن رابطه نامشروع همسر خود با مرد های اجنبی لذت می برد و برای نوامیس خود قوادی می کند.  این واژه معمولا برای فحاشی و آزار دادن به کار برده می شود اما پفیوز  . به زبان عامیانه   به کسی گویند که در مراسم نوشیدن باده و شراب و عرق، عرق نمی‏‌خورد اما مزه‌ی عرق خوران را می‏‌خورد

البته امروزه فحشی کم نظیر و کاربردی، خوش آهنگ و شیرین ،فصیح و بلیغ،گرما بخش محفل دوستان. اهل فن 72 خاصیت برای آن بر شمردند.این فحش به شکل عجیبی به جان افراد تاس و خپل می نشیند و روح گوینده اش را شاد میکند.در کتاب فحش الجمیل فی تواریخ ، پفیوز را جزو 10 فحش زیبای تاریخ بشر معرفی کرده اند.در کتاب قابوس نامه، نقل شده: روزی وُشگیر به همراه پسرش گیلان شاه به جنگل میرفتند.پسرش در راه با کهالت حرکت میکرد؛ در این لحظه وشُگیر بر افروخته شد، رو به وی فریاد برآورد، «پفیوز تی کونَ تکان بَدَن شب دیر فَرسیم بِخانه تی مار مَراَ جَمَجهِ» .
پفیوز به معنی سستی و کهالت است. ولی ژرفای بلاغت و عمق فصاحتش آن را به یک لفظ فرا معنایی مبدل می کند.

روایت است، روزی شخصی نزد کنفسیوس آمد، از وی پرسید: استاد فحشی به من یاد بده؛ که در سختی راه ، همرا من باشد.کنفسیوس نگاهی به جوان انداخت و گفت: پّفیوز (کلمه پ با تاکید خوانده شود)

مارکوپلو از خاطرات خود در ایران مینویسد،در ایران چیزهای زیبایی شنیدم و دیدم .در آنجا مردم بسیار مهربان بودند و لقبی زیبا و آهنگین به من داده اند ؛ هرگاه مرا در راه می دیدند بانگ بر آورده، میگفتند: پفیوز امروز حالت چطوره؟

;