4444444444444

تناقض دیگر اینکه اگر فرض را بر صحت درستی عملکرد مان برای مقابله با تهاجم فرهنگی توسط حذف و یا جمع آوری ماهواره را درست توجیه کنیم افتخارات مان را برای توسعه بی رویه اینترنت و شبکه های اجتماعی را چگونه توجیه خواهیم کرد؟

شبکه های اجتماعی ملغمی از تمام ابزارهای سمعی و بصری  است که ماهواره جزیی کوچکی از آن شده است

من مخالف اینترنت و شبکه های اجتماعی و توسعه و همترازی با دنیا نیستم

اما می گویم مرد مومن اول چاه را بکن بعد منار را بدزد

منار های که حالا در جامعه ایران هر روز بزرگترش دزدیده می شود چاهی برایش کنده نشده است

جامعه ایران اگر خواسته باشد در دستان تهاجم فرهنگی غرب مثل موم به هر شکلی در نیاید باید نگاه خود را به کار فرهنگی از نگاه اقتصادی و بنگاهداری و آمار های غیر واقع به نگاه اعتقادی و بالا بردن صعه صدر و گنچایش قبول حرف های مخالف و قبول آمار های واقعی و میدانی تغییر دهد

انقدر باید خود را غنی کند که این ابتذال به مرور و در فاصله کوتاه ترمیم شود

غنی کردن برنامه های تلویزیون - سینما - رادیو - کانونهای فرهنگی محله ها - تغییر نگاه صد در صدی به آموزش و پرورش و پر کردن اوقات براغت دانش آموز خارج از نگاه بنگاه داری اولیت های کوتاه مدت رفع این معظل است

افزایش بی ریه ماشین -تشویق به افزایش جمعیت در نبود زیر ساختهای تربیتی و فرهنگی اجتماعی کافی  - تبدیل روستا ها به شهر  - بزرگ تر کردن کالبدی شهر ها -و... مکمل های این پازل است

من مانده ام اینهمه کار فرهنگی منطبق بر اصول اسلامی و صرف میلیاردی بودجه و اعتبار فرهنگی چه اثر بخشی داشته

  و چرا اثرش  برعکس شده است

انچه برایم جالب شده چگونه مثل اتشی که به پنبه می افتد چگونه این فرهنگ مبتذل غربی در گوشت و پوست مردم ایران نفوذ می کند و بی پر وا فورا به نمایش در می اید

  و چرا گروه و شخصی نیست که این عدم اثر بخشی و معکوس جواب دادن را اسیب شناسی میدانی و واقعی  کند

 من فکر می کنم زمانی که ما بچه بودیم کار های فرهنگی به دیدو نیتی انجام می گرفت که دستورات اسلام در جامعه اجرا شود حتی اگر در پی آن انزوا و زندان و ... باشد

دید اقتصادی و در کار فرهنگی مزموم بود

مساجد کانون کار فرهنگی آن هم با جلسات سخنرانی آقای مسجد  بود

کل بیدگل 12 مسجد بیشتر نداشت  که اغلب دو نوبت بیشتر نماز نمی شد و جلسات بسیار محدود قرائت قران و یک جلسه مداحی و گاهی هم در خفقان دولت پهلوی سخنرانانی مثل حاج کافی  انجام می شد درست است شهرمان کوچک و این ارتباطات مدرن امروز نبود اما محبت و اعتماد و اعتقاد و عاطفه  بین مردم اوج خود را تجربه می کرد و.....