زمان دوران ابتدایی من
شاید محله ی ما چون در مرکز بیدگل بوده محله ی توی ده نام گذاری شده است .
محله ی ما :
از طرف کوچه ی ملا به محله ی باغ علوی
از طرف بازار نانوایی خاص به محله ی درب مختص آباد
از طرف مسجد رحیم خروس به محله ی ویرانه
از طرف بازار نانوایی شاطریان به محله ی در بریگ و محله ی خانقاه سلمقان
از طرف مسجد جمعه به محله ی حاج عبد الصمد و فخارخانه
مسیر رفت و آمد داشته و دارد.
از نظر امکانات روستایی ( شهری ) چون در مر کز بود غنی و کامل بود مثل :
مسجد میدان برای نماز جماعیت یومیه و مسجد جمعه برای نماز جمعه ی کل بیدگل
بازار ساطع/ بازار بقال زاده /بازار خاص/ بازار رحیم خروس/ بازار شاطریان و بازار فاضل
آب انبار /حسینیه /حمام /زور خانه /کار خانه های شعر بافی از امکانات کلیدی این محله بود و به دلیل مرکز بودن اهالی محل براحتی می توانستند از امکانات محله های هم جوار استفاده کنند مثل آب انبار باغ علوی و حمام فخار خانه براحتی در دسترس اهالی این محله بود .
در بازار ساطع وقتی از کوچه ی دراز وارد می شدی:
ابتدا محوطه ی میدان مانند بارانداز تجار مهاجر بود .
در نبش گارگاه سفید کاری ظروف مسی بود .
در جوار ان مسگری فعالیت می کرد .
به طرف دست راست وارد بازار ساطع و از ناحیه چپ وارد بازار بقال زاده می شدی.
از ناحیه ی راست اول مغازه ی حسن بشکن نشکن بود که از ..... تا....... در آن پیدا می شد یادم هست سیگار هما فیلتر دار 2 ریال بود.
در کنار او مغازه ی عباس چراغی بود تعمیر سماور /بخاری /تیز کردن چاقو قالی بافی/ شیلونگری و حلبی سازی کار او بود.
کنار او مغازه نانوایی سنگی شاطر منده علی بود.
بعد کوچه ای بود به طرف مسجد رحیم خروس و محله ی ویرانه .
و کوچه ی دیگر به طرف بازار خاص و محله ی درب مختص آباد
وبعد از عبور از کوچه ی هفت پیچ به محله ی باغ علوی می رسیدیم .
در بازار خاص نانوایی نان بازاری ( سفید رو ) و میوه فروشی حاجی اقا حسن مسعودی نژاد و فروشگاه لوازم خانگی افتادگان و عطر فروشی وصحافی و چراغ سازی اقا هاشم هاشمیان بود .
ادامه ی مسیر حرکت در بازار سوراخی بود که بازار را به کوچه ی ملاها وصل می کرد .
مغازه سلمونی استاد ... کم باف (حسامی )روی این سوراخ ساخته شده بود او مرد مهربانی بود مو های سرمان را طوری می کند که ما متوجه نمی شدیم یک روز به او گفتم استاد ... کارت اساس نداره او با تعجب گفت چرا گفتم هر چه سر ما رادرست می کنی بعد از مدتی مثل اول است او خندید و گفت ....
ادامه ی بازار دست دیگر بازار می شود بعد از کوچه ی زیر دلاکی :
مغازه ی لحاف دوزی حاجی فتح الله حقیقیان بود کارش گرم کردن مردم روی تشک و زیر لحاف بود .
بعد مغازه علی اکند بود او نقاش نقشه های قالی دست باف بود پیش خونی هم داشت که خرط پرط های بزازی و خرازی و بازی کنه ی ( اسباب بازی) بچه ها را می فروخت چند بار می خواستنداو را دستگیر کنند چون برای او مرتب گزارش به پاسگاه می رفت که علی اکن با بچه هایش در مغازه برای مردم نقشه می کشد مامورین که برای دستگیری علی اکن می امدند می دیدند بنده خدا نقشه قالی می کشد واز این راه امرا معاش می کند سر خورده بر می گشتند.
بعد خیاطی آقا محمد حقیقیان بود .
بعد مغازه میوه فروشی ساطع بود میوه فروشی بزرگ با انواع میوه های روز خودش با آقا رضا این مقازه را اداره می کردن بعد هم ارث به عباس ساطع رسید و ادامه دهنده راه انها شد.
بعد مغازه قصابی بود که افرادی مختلفی ان را اداره می کردند فعولی – کاظمی و...بعد مغازه کبابی بود بعد باربند و زمینی بایر با ساختمان مخروبه منزل ارباب حبیب اعظمیان و بعد کوچه دراز از ناحیه دست چپ بار انداز میدان :
بازار بقال زاده بود روبروی بازار ساطع و کوچکتر با کار بری متفاوت بود .
مسجد میدان با ابخوری و دست شو ئی های آن و در کنار آن رنگرزی خامه ی فرش دست باف حاجی عباس باقری و میوه فروشی و فروش اغذیه دام و طیور محمد بقال در این بازار بود.
محمد بقال در تلقیح الاغ های کشاورزان با الاغ خوش سو نری که داشت فعالیت خوبی داشت.
در جوار بازار بقال زاده آب انبار محله ی توی ده و زورخانه و حسینیه توده قرار داشت .
زور خانه اصلی محله زیر حسینیه بوده و محل زرو خانه فعلی زمانی محل سرویس دستشو یی ها یا حوز خانه مسجدمیدان بوده است سرویس های ان زمان به جای شیر و شلینگ و مایع دارای دستک هایی بود که بعد از رفع حاجت کشان کشان روی دستک ها می نشستند و خود را میشستند یعنی طهارت می گرفتند
(دستک جوی آبی است که بیش از اندازه کر آب می گرفته و کر بودن آن دلیل بر پاک بودن آن بوده است )
در امتداد بازار بقال زاده ، بازار صباغی بود و مغازه ی فروش داروی گیاهی و خوار بار فروشی ُُ آقا اسدالله صدیقیان و ماست بندی حسین کم باف ( محدث ) و نانوایی سنگکی شاطر جواد جلو داریان و لبنیاتی آقا رضا صابری در آن قرار داشت.
کارخانه های شعر بافی در این محل باعث شده بوده که امحله توی ده به قطب تجاری و اقتصادی آران وبیدگل تبدیل شود حضور تجار و کار خانه داران و گردش مالی بالا در این محل منجر به اولین بانک شهرستان در بازار گردید بانک ایرانشهر (تجارت ) و بانک اصفهان ( صادرات ) اول در بازار در معازه های روبروی کوچه دراز افتتاح شده و بعد در محل کنونی میدان شهدا انتقال یافته است
محله توی ده دارای چند رخت شور خانه بود که اهل محل لبلس های خود را در انجا می شستند
مجموعه این بازارها که در امتداد هم بودند مثل رشته کوههای زا گرس اما مسقف مشاغل:
نانوایی سفید رو /عطاری/فرش دانه و مواد غذایی دام و طیور / میوه فروشی /صحافی/شیلونگری/سماورسازی / کلید سازی /فروشگاه لوازم خانگی /ذلاکی/لحافدوزی/خیاطی/نانوایی سنگکی/قصابی گوسفندی/ قصابی گوساله/کبابی /مسگری / سفیدگری /ماست بندی /فالوده وبستنی فروشی/لبنیاتی /خوارو بار فروشی / بزازی/خرط پرت فروشی/دندانه بندی / بانک تجارت / بانک صادرات / چله کشی/ عصاری/روغن کشی
را در خود جای داده بود این محل فول و فول بود
این مجموعه ی کامل را خدائیش در کدام فروشگاه زنجیره ای در کل دنیا می توان پیدا کرد ما در دهه ی 45 تا55 صاحب این گونه مجموعه ها بوده ایم با این عظمت و کاملی و محیطی عاطفی که کامل کامل بوده و بر طرف کننده تمام نیاز های مردم محله و محله های اطراف بود .البته محله های دیگر هم این گونه مجموعه ها را برای بر طرف کردن نیاز های مردم محل خود داشتند بدون ترافیک و مزاحمت برای دیگران و همسایه ها محیطی تجاری مذهبی فرهنگی اقتصادی همه در یک جا جمع شده بود به محیطی سقف دار امن در زمستان گرم و در تابستان سرد بود اما متاسفانه ما و کسانی که مسئول امور خدمت به مردم در شهرداری و حفظ اثار گذ شته در بیدگل هستند نه تنها قدر این گونه محل ها را ندانستیم بلکه انها را تحت عنوان خدمتی صادقانه تر تخریب کردیم بدون انکه جایگزینی هم سنگ برای ان در نظر بگیریم ......
چون نمی خواهم وارد بحث های سیاسی شوم پس ترمز تر مز
در پست های بعدی نقشه دست کش محله توی ده را خواهم نوشت برای مقایسه بودن ها در قبل و حال